مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٥٩١ - شرح حديث «حلال محمّد حلال إلى يوم القيامة»
حضرت كه مىفرمودند:
به درستى كه خالى نخواهد ماند، مگر آنكه در آن امامى است از براى آنكه اگر زياد كنند مؤمنان چيزى را بر دين خدا، ايشان را برگرداند و اگر كم نكنند چيزى را، او تمام كند از براى ايشان[١].
تمام شد حديث شريف.
و تو مىدانى يقيناً كه در عصر ائمّه گذشته عليهم السلام به طور ظاهر، شهر به شهر و ديار به ديار نمىگشتند كه هر جا مؤمنان زياد كردهاند، ايشان را كم كنند و اگر كم كردهاند، ايشان زياد كنند و بسا آنكه سالهاى دراز در حبس ظالمين بودند، چنانكه حضرت موسى كاظم عليه السلام هفت سال و به روايتى سيزده سال در حبس بودند و شيعيان ايشان خبر نداشتند كه ايشان در كجا محبوسند.
و در حديثى كه ذكر شد فرمودند كه: «وجود امام در روى زمين از براى اين است كه اگر مؤمنان زياد كنند چيزى را، او كم كند و اگر كم كردند، او تمام كند»، پس معلوم شد كه تصرّف ايشان در عالم غيب است و قلوب شيعيان ايشان در دست ايشان است و هدايت مىكنند آنها را و بازمىدارند از هر زياده و نقصانى، چنانكه قلوب اولياى شيطان در دست اوست و آنها را گمراه مىكند و دليل بر اينكه ايشان مىدمند در دلهاى شيعيان خود هدايت را، چنانكه وسواس خنّاس در سينه مريدهاى خود وسوسه مىكند، در طرف مقابل حديثى است كه مىفرمايد: مامِن عبد أحبّنا، و زاد في حبّنا، و سئل عن مسألة إلّاو نقلنا في روحه جواباً لتلك المسألة[٢] يعنى: نيست بندهاى كه دوست دارد ما را و زياد كند در دوستى ما و سؤال شود از مسأله، مگر آنكه ما مىدهيم در دل او جوابى از براى آن مسأله و باز فرمود: إنّ لنا مع كُلّ وليّ اذناً سامعة و لساناً ناطقاً[٣]؛
[١]. الكافي، ج ١، ص ١٧٨، ح ٢؛ الغيبة نعمانى، ص ١٣٨، ح ٣؛ علل الشرايع، ج ١، ص ١٩٩، ح ٢٣؛ و ص ٢٠٠، ح ٢٩؛ بصائر الدرجات، ص ٣٣١، ح ٢؛ و ص ٤٨٦، ح ٢٣.