مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٥٩٢ - شرح حديث «حلال محمّد حلال إلى يوم القيامة»
يعنى: به درستى كه از براى ماست با هر دوستى گوش شنوا و زبانى گويا، پس معلوم شد كه ايشان گوش شنوا و زبان گوياى دوستان خود هستند و تعجّبى نيست و حال آنكه خداوند- جَلَّ شأنُه- در حديث قدسى مىفرمايد در الكافي: إنّما يتقرّب إليّ العبد بالنوافل حتّى احبّه، فإذا أحببته كنتُ سمعه الذي يسمع به، و بصره الذي يبصر به، و يده التي يبطش بها[١]؛ يعنى: نزديك شود بنده به من به واسطه نافله گذاردن، تا آنكه او را دوست دارم، پس چون او را دوست داشتم، من مىشوم گوش شنواى او و چشم بيناى او و دست تواناى او.
خلاصه آنكه دل مؤمن در دست خداست و هر طورى كه مىخواهد او را هدايت بر منافع و مضارّ او مىكند به واسطه امام عليه السلام و اگر ممكن شد كه صلاح شخص واحد تغيير كند و از فتواى اوّل خود برگردد و به خلاف آن فتوا دهد معلوم است كه در عصرهاى عديده و اشخاص عديده، البتّه صلاح خلق بيشتر تغيير خواهد كرد و از همين راه است كه تقليد ميّت جايز نيست؛ چرا كه اخبارى كه مصلحت او و مقلّدين او بود، به نظر او قوى آمده بود، بعد چون از دنيا رفت و صلاح عالم تغيير كرد كه او از دنيا رفت، عالمى زنده ضرور است كه رجوع به اخبار كند و هر حديث كه صلاح او و مقلّدين او در آن است، به نظر او قوّت گيرد، تا عمل به آن كنند.
و لكن جميع آنچه در اختلاف عرض شد، در فروع دين و اموراتى كه صلاح و فساد عامّه خلق به آن نيّت بود، به طورى كه اشاره شد، امّا در اصول دين و در امور فروع كه صلاح و فساد عامّه خلق در آنهاست، آنجاها محلّ اختلاف نيست و اگر دو نفر اختلاف كردند، البتّه يكى از آنها يا هر دوى آنها بر باطل خواهند بود، مثل حرمت شراب و زنا و لواط و امثال اينها و همچنين نه هر كس در محلّ
[١]. مشارق أنوار اليقين، ص ٢٢٥؛ مفتاح الفلاح، ص ٢٨٨؛ صحيح البخاري، ج ٧، ص ١٩٠؛ السنن الكبرى، ج ٣، ص ٣٤٦.