مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٥٦٣ - فصل اول معرفت و جهل
و از اين قرار لازم مىآيد كه همه زنديقان عالم، اعتقاد به وجود صانع داشته باشند و همه سنّيان، به نفى صفات زايده قايل باشند و همچنين به نفى رؤيت و غير آن اعتقاد داشته باشند و تمام گبران و نصرانيان به توحيد و يگانگى خدا اذعان و تصديق قلبى داشته باشند و اثبات اهرمن و اقانيم از روى عناد مىكرده باشند و اين سخن بسيار دور مىنمايند و اگر گويند كه: اكثر آن جماعت معاندند، به مرتبه اين سخن بعيد نيست، امّا همگى صفت عناد داشتن جبلّى از عقل دور است، بلكه از بعضى از اين طوايف معلوم[١] مىشود كه در مذهب خود راسخند و نهايت اصرار بر آن دارند و مع ذلك از روى تديّن، فعل خود را موجب نجات مىدانند و بعضى از معاصرين قدس سره، معرفت رسول را نيز از اين جمله شمرده و آن ابعد است، بلكه جمعى كثيرى از اخيار و صلحاى صحابه، بعد از مدّتى پيغمبر صلى الله عليه و آله را شناختهاند و چون مىتوان گفتن كه همه صحابه منتجبين كه به اتّفاق مشكورند، قبل از ايمان با نبى عناد مىكردهاند و حكايت ايمان ابوذر و سلمان و قصّه ايمان آوردن ايشان با اين سخن منافرتى تمام دارد.
و پوشيده نماند كه اين قول كه معارف همه ضرورى است، مذهب شمامة بن اشرس است كه در زمان امام رضا عليه السلام از رؤساى معتزله بود و عمرو بن بحر المعروف به جاحظ كه نصب و عداوت او با اهل بيت مشهور عالم است و از علماى شيعه كسى به اين قايل نشده است و آيات و روايات ظاهراً با او موافق نمىنمايد و خداى تعالى در قرآن عظيم، امر به نظر در خلق كرده و حوادث بديعه را كه در آفاق و انفس مىباشد، از جمله آيات شمرده و مكرّراً عجايب و سماوات و ارض و اختلاف شب و روز و غير آن را از دلايل تعداد نموده و جمعى را ملامت بر ترك ايمان به خدا كرده و ظاهر است كه اين آيات، دلايل معرفت ذات و صفات است و دليل مطلب ديگر مثل نبوّت و امامت نيست و مطلب از امر به نظر اين است كه واصل به معرفت الهى شوند و اگر معرفت امرى بود كه خداى تعالى او را در قلوب آدمى آفريده بود، فايده بر امر
[١]. ب: ظاهر.