مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٥٦١ - فصل اول معرفت و جهل
واجب است كه از حاضران آن مقام، مجهولات خود را سؤال كنند و كار دين خود را مهمل نگذارند و اگر احتياج به سفر داشته باشند[١] به جهت تحصيل اين مطالب، سفر كنند و اين قدر مدخليّت و تأثير، بندگان را در تحصيل معرفت احكام مىباشد و آيات و اخبار بر اين معنى دلالت كرده است و مؤيّد اينكه مراد اين است، اخبارى چند است كه كلينى رحمه الله در اين باب و در باب بعد از آن روايت كرده است؛ چه در آن اخبار، معرفت رضا و سخط مذكور است و آن عبارت است از معرفت حلال و حرام و واجب و اگر گوييم كه: مراد از اين معرفت كه در حديث مذكور است، شناختن واجب الوجود و صفات ثبوتى و سلبى اوست، يا معرفت نبى صلى الله عليه و آله و امام عليه السلام، ممكن است كه معنى اينكه عباد را در آن دخلى و تأثيرى نيست، اين باشد كه خداى تعالى دلايل قاهره و براهين باهره بر آن نصب كرده و كسى را در شبهه نگذاشته، بر وجهى كه به بداهت نزديك شده به اندك تأمّلى و توجّهى كه عقلا در آن باب به جا آورند، آن مطالب عليّه به وضوح مىپيوندد و معلوم مىگردد و احتياج به زيادتى تعب و مشقّت نيست و تعريف و بيان الهى در آن باب به درجه عالى رسيده، حجّت او بالغ است كه «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ»[٢].
و ظاهر است كه خدا در آسمان و زمين و ساير مكوّنات و مصنوعات، دلايل وجود و صفات و توحيد خود را مندرج ساخته و پيغمبر خود را به معجزات و آيات بيّنات مؤيّد گردانيده و بر زبان پيغمبر، نصوص ظاهره بر امامت ائمّه طاهرين جارى گردانيده، بر وجهى كه شبهه را در آن مجال مدخليّتى نمانده، چنانكه در حديث وارد است كه: راوى بعد از شنيدن اختلافات ميان امّت[٣] و حدوث دعاوى كاذبه و تلبيس امر و پوشيده شدن حقّ گريه كرد، حضرت او را تسلّى داده فرمود كه: «اين آفتاب را كه تابيده است مىبينى؟ كار ما از اين روشنتر بوده است و خواهد بود»[٤].
و اگر گوييم كه: مراد از تأثير و مدخليّت نداشتن عباد در معرفت آن است كه عباد كارى كه مىكنند اين است كه نظر[٥] و تأمّلى در مطالب اصول دين و معارف يقين مىكنند و بعد از آن، علم و معرفت از جانب خدا فايض مىشود و نفس علم و معرفت كارى نيست كه به اختيار اين كس واقع شود، بلكه او از مقوله افعال نيست و از جمله اعراضى است كه خدا او را خلق مىكند بعد از نظر، يا بر سبيل جريان عادت،
[١]. ب: باشد.