مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٥٦٢ - فصل اول معرفت و جهل
يا بر سبيل وجوب عَلَى اختلاف القولين، بعيد خواهد بود؛ چه فايده بر نفى تأثير به اين معنى مترتّب نمىشود و اكثر افعال اختياريّه كه آن را افعال توليدى نامند[١]، مانند زراعت و باغبانى، همين حكم دارد و آنچه مقدور عباد است جز از افشاندن تخم و بعضى از مقدّمات و توابع آن نيست و رويانيدن زرع و بستن دانه و بروز شكوفه و حصول ميوه كار خداست و كسى نمىگويد كه عباد را در آن مدخلى نيست.
و حصر[٢] شش چيز، وجهى و نكته ظاهرى ندارد، مگر آنكه غرض خفى كه از نظر ما پوشيده باشد متعلّق به تخصيص اين اشيا به ذكر و بيان بوده باشد و حصر مقصود نيفتاده باشد و هر چند اين قسم چيزها را در عُرف نگويند كه مقدور و مصنوع عباد نيست، امّا چون قدرت و تأثير عباد به او بر سبيل مباشرت متعلّق نيست، ممكن است كه غرضى به بيان اين حال متعلّق بوده باشد، وليكن اين معنى را در اخبار ديگر كه در اين باب نقل كرده جارى نمىتوان كرد؛ چه اكثر اخبار دالّ بر اين است كه چون آن فعل عبد نيست، خدا تكليف به آن نكرده و فعل عبد نبودن به اين معنى موجب آن نيست كه تكليف به او متعلّق نشود و اكثر چيزها كه تكليف به او متعلّق است از اين قبيل است، مانند قتل كفّار كه بعد از استعمال آلات و احداث ضرب و جرح، خدا او را مىميراند و مع ذلك تكليف به قتل كفّار شده و عقاب بر ترك آن مترتّب مىشود.
و بعضى را اعتقاد اين است كه معارف الهى همه ضرورى است و خدا آدمى را آفريده و خداشناسى را در دل او مفطور ساخته، همگى خدا را مىشناسند و بعضى اين سخن را در توحيد و صفات ثبوتى و سلبى نيز مىگويند.
و به اعتقاد فرقه اوّلى، هر كس منكر خداست، به زبان منكر است، نه به دل، بلكه در دل اقرار به آن دارد و خدا كسى را تكليف به تحصيل معرفت خود نكرده، بلكه آن علم را در ايشان بىتكليف آفريده، همه ايشان اضطراراً عالم به خدا هستند و بر تقدير ثانى، عالم به توحيد و نفى صفات زايده و تجرّد او از توابع جسمانيّه و مكان و شبه آن نيز هستند.
[١]. ب: مىنامند.