مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٥٥٩ - فصل اول معرفت و جهل
محلّ خود مقرّر شده و نيز اگر دانستن وجوب بعضى از واجبات، از معرفت وجوب اوّل واجبات حاصل نشود، لازم است كه وجوب چيزى را اعلام كنند كه منجرّ و مفضى به معرفت وجوب آن واجب شود.
مجملًا معرفت وجوب واجبات اگر كسى باشد و به تأثير و سعى مكلّف حاصل شود، آخر الأمر منتهى به معرفت وجوب چيزى چند مىشود كه مفضى به معرفت اوّل شود و آن معرفت كه به او منتهى شده، كسى نمىباشد، بلكه موهبتى مىباشد، خواه آن معرفت موهبتى يك معرفت باشد و خواه معرفتهاى متعدّد باشد و هر گاه ابتداى معرفت از جانب خدا باشد، باقى معرفتهاى ضروريّه به وسيله آن معرفت متبدا حاصل شود، مىتوان گفت كه: معرفت از خداست و عبد را در آن دخلى نيست و موافق متعارف اهل لسان است.
و به عبارتى ديگر، مختصرتر اينكه اگر معارف الهى به كسب و سعى عباد حاصل تواند شد، هر گاه ايشان ندانند كه سعى در تحصيل آن كردن امرى است ضرورى[١]، ممكن است كه آن را مهمل گذارند و به اكتساب آن نپردازند، پس لازم است كه ايشان را اعلام كنند كه فكر در اين معارف ضرور و ناگزير است و همچنين كه به ايشان وجود و حيات داده، معرفت وجوب فكر و نظر را نيز به ايشان بخشد، تا او بعد از معرفت وجوب فكر و نظر، اگر اهمالى كند، معذور نباشد و حجّت الهى بر او تمام باشد.
و ممكن است كه مراد، معرفت احكام شرعيّه بوده باشد و معنى اينكه عباد را در او تأثيرى نيست آن است كه عباد، آن احكام را از پيش خود نمىتوانند دانست، و تا وحى الهى نباشد و پيغمبران آن[٢] را به مكلّفين القا و تلقين نكنند محال است كه آنها به عقل خود او را دريابند؛ چرا كه احكام شرعيّه مانند حلال بودن معاملات مشتمل بر مرابحات و حرام بودن ربا و سود خوردن امر مخفى است و عقل بشرى بىاينكه از[٣]
[١]. ب:+/ پس.