مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٦٩ - اختيار
استمرار باشد، مثل حرام بودن شكار ماهى در روز شنبه كه در زمان حضرت موسى عليه السلام حرام بود، چون حكمت الهى در آن زمان اقتضاى حرمت مىكرد و بعد از آنكه آن حكمت زايل شد، در زمان حضرت عيسى حلال كرد آن را و در آن وقت معلوم شد كه آن حرمت در نفس الأمر مستمرّ نبوده و نهايت آن زمان بر ما مخفى بوده، نه اينكه مستمرّ بود در نفس الأمر و العياذ باللَّه از براى خداى تعالى پشيمانى به هم رسيد و تغيير داد.
و يهود و ابومسلم اصفهانى قائل به نسخ نيستند[١].
و بعضى ديگر گفتهاند كه: بَدا در تكوينيّات، به منزله نسخ است در احكام تكليفيّه، يعنى چنانكه ظاهر در احكام استمرار است و مىتواند كه خلاف آن حكم شود كه كاشف از عدم استمرار باشد، همچنين ظاهر در امور كائنه كه اسباب وجود آن فراهم است و مظنّه استمرار بقاى آن هست، خلاف آن ظاهر شود، چنانكه از قواعد اماميّه ظاهر اين بود كه امام، وَلَد اكبر است هرگاه به سمت علم و كمال و استحقاق آراسته باشد و همه اين امور در اسماعيل- فرزند حضرت صادق عليه السلام- موجود بود و همه كس چنين مىدانست كه او امام خواهد بود، پس چون فوت شد، ظاهر شد كه او امام نبوده و حضرت كاظم عليه السلام بعد او، اكبر اولاد بود و او امام بود و اين را بَدا مىگويند؛ به جهت آنكه از براى مردم ظاهر شد، خلاف آنچه پيش ظاهر شده بود.
و اين دو معنى، هيچ يك خوب نيست و موافق آيات و اخبار نيست و آيه قرآن صريح است در اينكه حقّ تعالى محو مىكند آنچه را مىخواهد و در اينجا چيزى محو نشده، بلكه حكمى به خلاف حكم سابق شده و امرى به خلاف ظاهر حال رو داده و همچنين معنى دويّم كه گفتهاند كه بَدا مىگويند؛ چون از براى مردم ظاهرشد خلاف آنچه پيش ظاهر شده بود، منافات دارد با آنچه در اخبار وارد شده كه از براى خدا بَدا
[١]. ن. ك: شرح المواقف، ج ٨، ص ٢٦١؛ شرح التجريد، ص ٥٠٣؛ أصل الشيعة واصولها، ص ٣١٠؛ جامع البيان، ج ١٤، ص ١٢٢؛ نقد المحصّل، ص ٤٢١.