مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٦٨ - اختيار
تحقيق آن مدخليّت تمام دارد در بيان حادث بودن مشيّت و اراده و به واسطه ذكر اين حديث شريف سخن به آنجا كشيد و از جمله مهمّات است، پس باكى نيست كه در اينجا في الجمله متعرّض آن شده تا مُعين در فهم اين حديث باشد و في الجمله اطّلاعى به حقيقت اين مسأله مهمّه به قدر فهم قاصر و مقتضى وقت حاصل شده باشد.
پس مىگوييم كه: شكّى و شُبههاى نيست در صحّت بَدا و اينكه ظاهراً اين از بديهيّات مذهب شيعه است و اينكه محقّق طوسى رحمه الله انكار صحّت اخبار بَدا كرده و گفته است كه: اين روايتى است كه حضرت صادق عليه السلام در باب فرزند خود اسماعيل فرمود كه بَدا شد و امامت منتقل به موسى بن جعفر شد و اين خبر واحدى است كه مفيد علم نيست و به آن عمل نبايد كرد؛ و اين غفلت عظيمى است از اين محقّق، بلكه آيات قرآنى و احاديث معصوميّه در اين معنى مستفيض، بلكه متواتر است و از جمله آيات، آيه «يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ»[١]، و آيه «هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ»[٢] است.
بلى اشكال در تحقيق معناى آن است و معنى بَدا در لغت، ظاهر شدن چيزى است از براى كسى بعد از آن كه برو پوشيده بود، كه در اصطلاح آن را پشيمانى گويند و شكّى نيست كه نسبت اين معنى به خداى تعالى غلط، بلكه كفر صريح است و اينكه عامّه آن را به شيعه نسبت دادهاند افترا و بهتان است.
پس مراد معناى مجازى خواهد بود و در معناى آن سخنها بسيار گفته شده از محدّثين و متشرّعين شيعه و حكماى اسلام و غيرهم و مقام، اقتضاى ذكر آنها نمىكند؛ چون اين رساله گنجايش ذكر آنها را ندارد و گفتار در آنها هم پر نفعى ندارد و بعضى گفتهاند كه: بَدا همان نسخ است و اين قول را از سيّد مرتضى رحمه الله نقل كردهاند[٣]، يعنى اينكه حقّ تعالى در زمانى حكمى بفرمايد به عنوان اطلاق و ظاهر آن
[١]. رعد( ١٣): ٣٩.