مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ١٥١ - شرح حديث بيضه
مؤلف كتاب الوافي[١] گمان كرده، بلكه بناى آن بر محض تحقيق و برهان است چنان كه دانستى، با آن كه توهّم جدل در اين مقام اصلًا صورت ندارد، زيرا كه معنى جدل آن است كه مطلبى را بر خصم لازم آوريم به مقدّمهاى كه مشهور يا مسلّم او باشد هر چند به اعتقاد ما حق نباشد، در اين مقام مقدّمهاى كه توّهم توان كرد كه بناى الزام بر آن گذاشته شود، همين است كه تمام اجسام عالم با آن بزرگى مقدارى كه دارند به اعتبار وجود خارجى در مردمك چشم در مىآيند و در آن جاى مىكنند، و حقّ بودن اين مقدّمه به اعتقاد عبداللَّه اصلًا معلوم نيست، بلكه هيچ بنده خدا خواه مسلم و خواه ملحد به اين مقدمه قائل نيست.
و اگر گويند كه در متعارفات گفته مىشود كه فلان چيز در چشم من در آمد يا فلان كس در چشم ما جا دارد، پس شايد كه بناى جدل بر اين باشد.
مىگوييم پر ظاهر است كه مراد از اين عبارت كه در متعارفات گفته مىشود اين است كه فلان چيز را چشم من ديد و ادراك كرد و فلان كس همواره در نظر من است، يا آن كه آن قدر عزيز است كه مىخواهم او را در چشم خود جا دهم، نه اين كه آن چيز يا آن شخص با آن عظم مقدارى كه دارند به اعتبار وجود خارجى در ميان چشم من داخل مىشوند و جا مىگيرند.
پس اگر گويند كه عبارت موهم اين معنى هست و همين براى جدل كافى است، مىگوييم كه اين شبهه و مغالطه مىشود به اعتبار اشتراك لفظ.[٢]. عبداللَّه را ساكت كرد[٣].
و دانستى كه اين طور بحث لايق به شأن امام نيست، خصوصاً در چنين مطلب عظيم عمده كه بناى دين و ايمان بر آن است و بايد كه از روى يقين و برهان اطّلاع بر آن حاصل گردد.
و مؤلّف كتاب شافى[٤] در شرح اين مقام گفته كه: مطلب عبداللَّه از سؤالى كه كرد اين
[١]. فيض كاشانى رحمه الله.