شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٩٦
يكديگر نشود. اين پيوند برادرى، مقدمهاى براى حقوق خويشاوندى گرديد و حتى از يكديگر ارث مىبردند، تا آنكه پس از جنگ بدر جنبه معنوى برادرى باقى ماند و جنبه مادى آن در موضوع ارث برداشته شد.
مشركان و يهوديان مشركان:
عربهاى مجاور مدينه در كمين مسلمانان بودند و براى حمله به آنها در پى فرصت مىگشتند. قريش نيز پس از آن كه نتوانستند مسلمانان مكه را در شهر خودشان نابود سازند، تلاش خود را به كار بستند شايد بتوانند آنان را در وطن جديدشان از ميان بردارند. آرزوى مشركان و منافقان مدينه نيز اين بود كه از دست مسلمانان تازهواردى كه دعوت خدا و رسولش را پذيرفته بودند رها شوند.
يهوديان:
در آغاز ورود پيامبر خدا (ص) به مدينه، يهوديان اميدوار بودند كه حضرتش به آنها بپيوندد. از اين رو وى را به حال خودش واگذاشتند و با پذيرش شرط آزادى انتشار دين جديد با او همپيمان گرديدند.
اما همين كه ديدند كار مسلمانان استقرار يافته، رو به پيشرفت است و جايگاهشان روز به روز استوارتر مىشود، بىدرنگ و گستاخانه به آنان پشت كردند و آماده كارزار گرديدند؛ از هر وسيلهاى براى دسيسهچينى و برانگيختن كينه در ميان مهاجران و انصار و همچنين زنده كردن كينههاى گذشته اوس و خزرج استفاده كردند. خاطره جنگ بعاث را در ميان مردم زنده كردند و اشعارى را كه دربارهاش سروده شده بود نقل و به زشتترين شكل از آنها سوء استفاده مىكردند.
ضرورت اعزام گشتيها مسلمانان با اين گشتيها مىخواستند كه در برابر مشركان، يهود و منافقان قدرتنمايى كنند تا در تبليغ دين و دفاع از اعتقاداتشان در برابر متجاوزان آزاد گذاشته شوند.