شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٧٠
نسب را در ميان اعراب دارا بود.
اما براى بيان سيره شخصى آن حضرت (ص) رشته سخن را به سِر ويليام موير )Sir William Muir(
مىسپارم. من به ويژه اين سخنان را نقل مىكنم كه نويسنده مسلمان نيست و در نتيجه نمىتوان او را به گزافهگويى متهم ساخت. او مىنويسد: «همه اسناد و مدارك موجود گواه آن است كه فروتنى، ادب و نيكخويى دوران جوانى پيامبر (ص) در ميان مكيان بىمانند بوده است.» در جاى ديگر مىگويد: «او در پرتو خرد برتر، ذوق سرشار، دقت و ژرفانديشى خدادادى خويش، زمان درازى در خود فرو مىرفت و اوقات فراغت را كه افراد فرومايه با عياشى، خوشگذرانى و هرزگى سپرى مىكردند، به تفكر مىپرداخت. اخلاق نيك، پارسايى و پاكدامنى اين جوان برومند مورد ستايش قلبى همه خويشاوندان او قرار گرفت و همگى با طيب خاطر به وى «راستگوى امانتدار» لقب دادند.» او مىگويد: «محمد هرگز دنبال ثروتاندوزى نبود، چنين پديدهاى در طول زندگى عادى، آرام و با اطمينان وى در بلواى جهانگردى، غوغاى تجارت و رنج سفر ديده نشد.
محمد خود هرگز به تجارت تمايلى نداشت و آن چيزى كه وى را به اين كار واداشت كمك به عمويش بود.» واشنگتن ارونگ «١» درباره رسول خدا (ص) مىگويد: «محمد طبيعتى آرام و سازگار داشت، گاه شوخى مىكرد، اما بيشتر وقتها جدى بود، هر چند كه هميشه لبخندى دلربا بر لب داشت. همه رفتار پيامبر نشان دلسوزى او بود. او حاضر جواب، خوش حافظه، بلندنظر و هوشمند بود. انسانى عدالت پيشه بود و با آشنا و بيگانه، توانگر و تهيدست و نيرومند و ناتوان يكسان رفتار مىكرد. همه مردم او را دوست مىداشتند، زيرا با آنان به گرمى رو به رو مىشد، و به درد دلهايشان گوش فرا مىداد. او مردى نيكخو، با گذشت و بردبار بود.»