شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣١٩
آن را ويران سازد. آنان بامدادان حمله كردند، فُلْس را ويران ساختند و شتر و گوسفندان فراوان و اسيرانى چند به دست آوردند. يكى از اسيران خواهر عَدىّ بنِ حاتم طايى بود كه به شام گريخته بود.
حضرت على (ع) پس از انجام اين مأموريت به مدينه بازگشت. هنگامى كه رسول خدا (ص) بر خواهر عدى بن حاتم گذر مىكرد وى گفت: «اى رسول خدا! خواهش مىكنم ما را آزاد كنيد و مورد سركوفت قبايل عرب قرار مدهيد. من دختر رئيس قوم خود هستم. پدرم از افراد با شرافت حمايت مىكرد، مردمان را از رنج مىرهانيد، گرسنگان را سير مىكرد، برهنگان را جامه مىپوشانيد. ميهمانان را پذيرايى و مردم را اطعام مىكرد، با صداى بلند سلام مىداد و هرگز نيازمندى را ردّ نمىكرد. من دختر حاتم طايى هستم.» رسول خدا (ص) فرمود: «دخترم! اينها صفات مؤمنان حقيقى است.
اگر پدرت مسلمان مىبود، برايش طلب رحمت مىكرديم!» درسهايى از حُنَين، طايف و سريههاى دعوت:
غافلگيرى:
الف- رسول خدا (ص) در محاصره طايف، دو سلاح جديد به نام منجنيق و دبابه را مورد استفاده قرار داد. حال ببينيم منجنيق و دبابه چه هستند؟
منجنيق به طور كلى از يك تير عمودى محكم تشكيل مىشد كه بر روى كالسكهاى با دو چرخ قرار داشت. در بالاى آن حلقه يا قرقرهاى نصب مىشد و طنابى محكم از درون آن مىگذشت. در سوى بالاى آن عمود، تور كيسه مانندى قرار داشت كه سنگ يا مواد آتشزا درون آن قرار مىگرفت و به وسيله تيرى عمودى و يك ريسمان به حركت درمىآمد (ر. ك. تصوير منجنيق). به اين ترتيب گلوله از درون تور پرتاب مىگرديد و بر روى ديوارها فرود مىآمد و هر جا مىافتاد مىكشت و يا آتش مىزد.
اما دبابه دستگاهى بود از چوب محكم كه با پوست يا نمد پوشيده مىگشت و روى چرخ تعبيه مىشد. اين وسيله مانند يك قلعه متحرك بود كه نيروهاى پياده مىتوانستند