شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٦٧
مسلمانان با روميان به خوبى نمودار است.
غزوه ذات السلاسل:
علل جنگ:
الف- انتقام مسلمانان از قبايل شركت كننده در غزوه موته، مانند: لخم، جذام، بلقَيْن، بهراء، بلّى، طىء و عذره.
ب- حمله به نيروهاى قُضاعه كه قصد حمله به مدينه را داشتند.
سير حوادث پس از بازگشت مسلمانان از جنگ موته، رسول خدا (ص) تصميم گرفت اقتدار آنان را در منطقه شمال مدينه منوره تجديد كند. از اين رو عمروعاص را فرستاد تا از قبايل عرب كمك بگيرد و آنان را به شام حركت دهد. از آنجا كه مادر عمرو از اين قبايل بود، به سادگى مىتوانست كه آنها را به خود متمايل سازد.
هنگامى كه به آب ذات السلاسل در سرزمين جذام رسيد، از زيادى شمار دشمنان ترسيد و از رسول خدا (ص) درخواست كمك كرد و در محل ذات السلاسل در انتظار ماند.
رسول خدا (ص) گروهى متشكل از دويست نفر از مهاجران نخستين را اعزام كرد.
كسانى چون ابوبكر و عمر در آن سپاه حضور داشتند و فرماندهى آن با ابوعبيده جراح بود. هنگام اعزام سپاه، حضرتش سفارش كرد كه با يكديگر اختلاف نكنند و متحد باشند.
همينكه ابوعبيده به عمرو رسيد گفت: «تو به كمك من آمدهاى». ابو عبيده گفت: «نه، من بر كار خويشم و تو نيز بر كار خود باش». عمرو گفت: «تو به كمك من آمدهاى!» ابو عبيده گفت: «اى عمرو! رسول خدا (ص) به من فرموده است با هم اختلاف نكنيد.» و اينك اگر تو از فرمان من سرپيچى كنى، [براى جلوگيرى از اختلاف] من فرمانت را خواهم برد.
عمرو به تعقيب قبايل هوادار روم پرداخت؛ و در قلمرو قبايل بَلّى، عُذْره، بلقين و طَى پيشروى كرد. او به هرجا كه مىرسيد، قبايل مىگريختند. يك بار موفق شد كه با گروهى از آنان درگير شود؛ اما آنها تاب نياوردند و گريختند.