شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٣١
كه او را به عنوان يك جنايتكار جنگى و نه يك جنگجوى با شرافت بكشند. «١» آنچه گفته شد درباره ديگر سريههايى كه براى قصاص خيانتكاران اعزام شدند نيز صدق مىكند.
نتيجه اينكه قصاص مسلمانان از يهود و ديگران، ضرورى و عادلانه بود.
عقيده در اين دوره از جهاد رسول خدا (ص)، تأثير اعتقاد در يكپارچه ساختن صفوف در راستاى تلاش براى مصالح عمومى آشكار شد و اين كه چگونه مسلمانان براى نيل به شهادت از يكديگر پيشى مىگرفتند؛ و چگونه اعتقاد، مسلمانان را وا مىداشت تا به خاطر خطايى كه مرتكب شدهاند و كسى جز خداوند از آن آگاه نيست خود را مؤاخذه كنند.
بنى قريظه از مسلمانان تقاضا كردند تا ابو لبابه را به منظور مشورت نزد آنها بفرستند.
ابولبابه در روزگار جاهليت با آنان، همپيمان بود و از دوستان با شرافتى بود كه در يكرنگى او هيچ ترديدى نداشتند. رسول خدا (ص) ابولبابه را نزد آنها فرستاد. مردان، زنان و كودكان با اشك و آه وناله از او استقبال كردند. ديدن اين منظره او را متأثر كرد و هنگامى كه يهوديان از او پرسيدند آيا صلاح است حكم محمد را بپذيرند؟ ابولبابه گفت بلى و با دست به گلويش كرد و بدين وسيله به آنان فهماند كه اگر تسليم شوند، سرهايشان بريده خواهد شد.
ولى او به فوريت دريافت كه با اين اشاره، به رسول خدا خيانت ورزيده است. و اين كار را بر اثر احساس عاطفى خود انجام داده است و نه اعتقاد دينى. آنگاه سرگردان و پشيمان به مسجد رفت، خود را به ستون بست و سوگند يادكرد كه تا خداوند توبهاش را نپذيرد خود را باز نكند.