شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٠٠
به اعتقاد من سازماندهى ويژه سپاه و تسليم آنان برابر عقيدهاى واحد، بيش از ساير علل موجب شد كه قبايل عرب در مقابل آن مقاومت نكنند، و بيشتر قبايل اگر خواهان پيروزى لشكر اسلام نبودند، خواستار شكست آن نيز نبودند، و همين امر موجب شد كه هم در مقابله و مقاومت در برابر اين لشگر مردد شوند و هم اخبار سپاه اسلام را در اختيار قريش و ديگران قرار ندهند.
نيز معتقدم آنچه موجب شد كه ساكنان مكه در مقابل سپاه اسلام از مقاومت خوددارى كنند و به مشركان اطلاعات ندهند، صرف قدرتمندى آن نبود، بلكه حضور خويشاوندان آنها در سپاه اسلام موجب مىشد هر خسارتى را كه به اينان وارد مىآيد، بطور غير مستقيم خسارت به خود تلقى كنند.
روحيه:
روحيه معنوى مسلمانان هيچ گاه مانند زمان فتح مكه بالا نبود، زيرا اين شهر براى آنها قداست داشت. چون هر روز سوى آن نماز مىگزاردند و همه ساله به زيارت خانه خدا مىآمدند.
وَ اذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ امْناً وَ اتَّخَذُوا مِنْ مَقامِ ابْراهيمَ مُصَلَّى» و چون كعبه را براى مردم محل اجتماع و [جايى] امن قرار داديم و [فرموديم] در مقام ابراهيم نمازگاهى براى خود اختيار كنيد.» اهميت مكه براى مهاجران بيشتر بود؛ زيرا اين شهر مقدس خانه و كاشانه آنان بود كه براى حفظ دين خود، اموال و خويشاوندان و عزيزانشان را در آن به جا نهاده گريخته بودند. از اين رو هيچ مسلمانى، جز آنهايى كه مشكلى بزرگ داشتند، از شركت در اين جنگ خوددارى نكرد.
اما روحيه قريش به شدت خرد شده بود و طبيعى هم بود كه چنين شود، زيرا ديديم كه عمره قضا آنان را تحت تأثير قرار داد و اسلام تقريباً در همه خانههاى مكه راه يافته، روحيه مقاومت و اراده جنگى آنان را از ميان برده بود.