شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٤٠١
تيولدار و بىكفايت بود.
ديگر از عوامل ناتوانى دشمنان اسلام، ضعفى بود كه از فرماندهى موروثى ناشى مىشد. عامل ديگر فساد سازمان نظامى بود. سربازان تنها با انگيزه مزد و يا ترس از سران و اشرافى كه احساسات آنان را درك نمىكردند مىجنگيدند. همچنين هيچكدام از نيروهاى اعراب، ايرانيان و يا روميان به هدفى ايدهآل نمىانديشيدند.
هنگامى كه اين ضعفها فرماندهى، سازمان و روحيه ارتشى را فراگرفت، آن ارتش، هر چند بزرگ، كارآمد و پيروز نخواهد بود.
زمين از آنِ صالحان است دستاوردهاى نظامى جهاد مسلمانان به فرماندهى پيامبر (ص)، از همان آغاز مورد انتظار بود، زيرا آن حضرت با آماده ساختن مقدمات جنگ عليه دشمنان، از پيروزى خود مطمئن بود؛ و آن را در هر مناسبتى به يارانش بشارت مىداد.
در اين جنگها دو نيروى نابرابر روياروى هم قرار گرفتند؛ فرمانده مسلمانان؛ رسول خدا (ص)، بهترين الگوى فرماندهان، بود. آن حضرت فرماندهى را در پرتو نبوغ و درايت خويش كسب كرده بود، در حالى كه فرماندهان سپاه دشمن منصب فرماندهى را از نياكان خود به ارث برده بودند و كفايت لازم را نداشتند. پيكار مسلمانان جنبه دفاع از اعتقاد داشت و به منظور تحكيم پايههاى صلحى عادلانه و آرمانى انجام مىشد، در حالى كه هدف دشمنانشان از جنگ، چيزى جز تحكيم پايههاى ستم و تجاوز نبود، و نشانى از عدالت در آن ديده نمىشد.
مسلمانان، ايمانى راسخ و اهدافى عالى و روشن داشتند. در حالى كه دشمنان آنها از هدفى كه بشود در راهش فداكارى و از خود گذشتگى كرد، بىبهره بودند.
آنچه گفته شد، رمز پيروزى گروهى اندك بر نيرويى بىشمار بود، كه خود راز پيروزى هميشه تاريخ و در همه جاى جهان است.
زمين را بندگان صالح به ميراث مىبرند. در آن روزگار، بندگان صالح، مسلمانان بودند و حاكميت زمين و ساكنانش را به ارث بردند و پيوسته بر آن حكم مى راندند تا آنكه