شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٧٤
(جاسوسان روم) بودند. اينان به منظور انتقال اطلاعات مسلمانان به دشمنانشان از هر موقعيتى استفاده مىكردند.
اما رسول خدا (ص) به شدت مراقب مخفى داشتن مقاصد خويش بود. هرگاه كه قصد غزوهاى را داشت، وانمود مىكرد كه به جاى ديگرى مىرود. ستون پنجم نيز آن اطلاعات نادرست را به دشمنان انتقال مىداد و در نتيجه افكار دشمن دچار آشفتگى مىگرديد.
از نمونههاى رازدارى شديد رسول خدا (ص)، نامه سر به مهرى است كه همراه عبدالله بن جَحْشْ فرستاد. آن حضرت به وى فرمان داد كه ابتدا دو روز راهپيمايى كند و آنگاه نامه را بگشايد و به مضمون آن عمل كند.
با اين شيوه، مردم مدينه با هر عقيده و گرايشى، از آگاهى نسبت به كار رسول خدا (ص) و مأموريت و هدف سريه عبدالله محروم گشتند.
در غزوه فتح مكه، آن حضرت مقاصدش را حتى از نزديكترين دوست خود يعنى ابوبكر پنهان كرد. ابوبكر به خانه دخترش، عايشه همسر پيامبر (ص) رفت و ديد كه وسايل سفر آن حضرت را آماده مىسازد. گفت: «آيا رسول خدا (ص) فرمان داده است كه او را مجهّز سازى»؟ گفت: «آرى، و تو نيز آماده شو.» گفت: «به نظر تو قصد كجا را دارد؟» گفت: «به خدا سوگند نمىدانم.» با اين رازدارى شديد، رسول خدا (ص) موفق گرديد، لشكر ده هزار نفرى مسلمانان را سوى مكه به حركت درآورد، بدون آنكه قريش تا هنگام رسيدن سپاه به حومه مكه درباره زمان حركت و مقاصد آن آگاهى يافته باشند.
از نمونههاى غافلگيرى در مكان غزوه بنىلحيان است. آن حضرت براى آنكه قريش و بنىلحيان از سمت واقعى حركت وى آگاه نشوند، نيروهايش را در شمال به سمت شام به حركت درآورد. پس از انتشار حركت مسلمانان، رسول خدا (ص) ناگهان نيروهايش را سوى بنىلحيان بازگرداند و با اين كار آنان را با استفاده از مكان غافلگير ساخت.
در غزوه خيبر، رسول خدا (ص) به سوى رجيع، نزديك سرزمين غطفان، به حركت درآمد و پس از فرستادن دسته كوچكى از نيروهايش به لشكرگاه غطفان، با نيروى اصلى خود به خيبر بازگشت. با اين حركت، يهوديان و غطفان هر دو پنداشتند كه