شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٨٤
شرك در بخشى ديگر، موجب پراكندگى و ناممكن شدن اتحاد آنان شد. اينك قريش رهبر با اقتدارى كه بتواند آنان را به اهداف دلخواه و در زمان دلخواه خود سوق دهد نداشتند. مسلمانانى كه ميان آنها مىزيستند، جز از قوانين اسلام پيروى نمىكردند.
مشركان قريش نيز به دو گروه افراطى و ميانه رو تقسيم شده بودند. گروه نخست، به هر قيمتى خواستار جنگ بود، در حالى كه گروه دوم آن را موجب بدبختى قريش مىدانستند.
بَنُو بكر كه با قريش متحد بودند، در صدد گرفتن انتقام ديرينه از بنى خُزاعه، همپيمان مسلمانان برآمدند. افراطيهاى قريش چون، عِكْرَمَةِ بن ابى جهل و شمارى از سران قريش نيز آنان را به جنگ تشويق مىكردند؛ و پنهانى براى آنان اسلحه و نيرو مىفرستادند. بنو بكر، قبيله خُزاعه را مورد تهاجمى غافلگيرانه قراردادند و زيانهاى جانى و مالى چندى به آنان وارد ساختند. هنگامى كه خزاعه به بيت الله الحرام پناه بردند، بنو بكر، بدون توجه به پيمان حديبيه، آنان را تعقيب كردند، در نتيجه پيمان صلح ميان قريش و همپيمانانش از يك سو و ميان مسلمانان و متحدانشان از سوى ديگر به دست قريش و بنو بكر شكسته شد.
اعلان جنگ:
مسلمانان:
عمرو بن سالم خزاعى براى ارائه گزارش پيمان شكنى قريش و بنوبكر با شتاب راهى مدينه شد و داستان بلايى را كه قريش و بنو بكر بر سرقبيلهاش آورده بودند، براى رسول خدا (ص) و يارانش بازگو كرد. رسول خدا (ص) در پاسخ او فرمود:
«اى عمرو به تو كمك خواهيم كرد.» بُديل بن وَرْقاء نيز با چند تن از خزاعه به مدينه رفتند و آنچه را كه بر سرشان آمده بود به رسول خدا (ص) گزارش دادند. در اين هنگام حضرتش تصميم به فتح مكه گرفت.
قريش:
ميانهروهاى قريش، پس از ارزيابى پيامدهاى ناگوار برخورد با مسلمانان تصميم گرفتند كه ابو سفيان را به مدينه بفرستند تا براى تثبيت پيمان و تمديد مدت آن تلاش كند.
همينكه ابوسفيان به عُسْفان، در راه مدينه، رسيد، بُديل و رقاء و يارانش را ديد كه از