شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٦٥
در پيش رو نداريم: پيروزى يا شهادت. در اين هنگام مردم فرياد برآوردند: پسر رواحه راست مىگويد.
ب- صف آرايى دو لشگر:
مسلمانان به سوى سپاهيان روم و هم پيمانهايشان پيش رفتند تا در مرزهاى بلقاء در يكى از آباديها به نام مشارف «١»، با آنان روبه رو گشتند. اما با توجه به زيادى شمار دشمن و اندك بودن نيروهاى خودى، بهتر ديدند كه صحنه پيكار را به منطقه موته، ميان كرك و طفيله كه براى نبرد مناسبتر بود، بكشانند.
جنگ ميان دو نيروى نابرابر آغاز گشت و مسلمانان به برترى شمار و تجهيزات نيروى روميان اعتنا نكردند.
حمله مسلمانان، با تهاجم زيد بن حارثه به صفوف دشمن آغاز گشت. او يك تنه تا پاى جان جنگيد و سرانجام بر اثر ضربت نيزههاى دشمن، از پا درآمد. پس از وى، جعفر بن ابوطالب پرچم را به دست گرفت و حمله كرد تا اينكه دست راست او قطع گرديد.
پرچم را به دست چپ گرفت كه آن نيز بريده شد. آنگاه پرچم را به وسيله بازوانش نگهداشت تا به شهادت رسيد. پس از او عبدالله بن رواحه پرچم را به دست گرفت و جنگيد تا كشته شد. در اين هنگام ثابت بن ارْقَم پرچم را به دست گرفت و فرياد زد: اى مسلمانان! مردى را از ميان خود به فرماندهى برگزينيد ... و مردم خالد بن وليد را برگزيدند.
ج- عقب نشينى: «٢» خالد بن وليد براى رهانيدن مسلمانان از تنگنا دست به يك تاكتيك نظامى زد و تصميم به عقب نشينى گرفت، او با استفاده از تاريكى شب نيروهايش را تجديد سازمان كرد و براى پشتيبانى از عمليات عقب نشينى، عقبدار نيرومندى براى سپاه تشكيل داد.