شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ١٦٣
شركت جسته بودند نيز به منظور پرهيز از اتهام ترسو بودن مسلمانان، نظر آنها را تأييدكردند. رسول خدا (ص) با مشاهده اصرار مردم براى خروج ارتش اسلام از شهر، فرمود: «مىترسم شكست بخوريد.» با وجود اين، آنها جز به بيرون رفتن رضايت ندادند. آن حضرت نيز نظر اكثريت را پذيرفت، زيرا كه شورا، اصل تخلفناپذير تشكيلات آن حضرت بود.
و- رسول خدا (ص) به يارانش فرمان داد تا براى خروج از شهر آماده شوند. خود نيز به خانه رفت، شمشير به كمر بست و لباس رزم پوشيد و نزد مردم بازگشت.
مردم احساس كردند كه رسول خدا (ص) نظر آنان را با ناخشنودى پذيرفته است. از اين رو تمايل خود را مبنى بر پذيرش نظر آن حضرت ابراز داشتند. ولى پيامبر (ص) كه ترديد و تزلزل در تصميمگيرى را موجب ذلت مىدانست فرمود: «چون پيامبرى لباس رزم بپوشد، سزاوار نيست آن را بيرون آورد تا اينكه خداوند ميان او و دشمنانش حكم كند.» آنگاه از مسلمانان خواست كه در سختيها پايدارى بورزند.
ز- رسول خدا (ص) همراه هزار رزمنده پيش رفت و در شيخين- جايى در اطراف مدينه- فرود آمد. در آنجا دستهاى را همراه مسلمانان ديد كه افرادش را نمىشناخت.
چون از هويت آنها پرسيد، متوجه شد كه از يهوديان همپيمان عبدالله أُبى هستند. آن حضرت همكارى آنها را نپذيرفت و از آنها خواست كه يا اسلام بياورند و يا راه خودشان را در پيش گيرند. آنگاه فرمود: «عليه مشركان از مشركان كمك نگيريد.» پس آن گروه به مدينه بازگشتند.
عبدالله ابى نيز به دنبال آنها همراه سيصد نفر از ياران منافق خود عقب نشينى كرد و رسول خدا (ص) همراه هفتصد تن از يارانش براى جنگ با سه هزار رزمنده سپاه شرك آماده گرديد.
ح- مسلمانان در دامنه كوه احد اردو زدند، به طورى كه كوه احد در پشت سر آنها قرار داشت. خلاصه اقدامهاى رزمى رسول خدا (ص) از اين قرار بود:
١- پنجاه تيرانداز را به فرماندهى عبدالله بن جُبير «١»، در جايى از كوه كه به عقبه