شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ١٩٢
و از نيرنگ آنها پرده برداشت، مسلمانان به توطئه يهوديان براى قتل آن حضرت پى بردند.
بعدها معلوم شد كه عَمروبن جِحاش قصد داشت با انداختن سنگ آسياب از بالاى ديوارى كه پيامبر در پاى آن نشسته بود به زندگى حضرتش پايان دهد.
رسول خدا (ص)، محمد بن مَسْلَمه را به حضور خواست و فرمود: نزد يهوديان بنى نضير برو و بگو: رسول خدا (ص) پيغام داده است: «از سرزمين من بيرون برويد. شما قصد خيانت به من را داشتيد و بدين وسيله پيمان خود را شكستيد. ده روز به شما فرصت مىدهم، پس از اين مدت هركس را ببينم گردن مىزنم!» يهوديان كه چارهاى جز بيرون رفتن نداشتند، آماده حركت گرديدند. اما منافقان مدينه و در رأس آنها عبدالله بن ابَى به آنها چنين پيغام دادند: «شما پايدارى كنيد. ما نيز شما را عليه محمد و يارانش يارى مىدهيم.» در اين هنگام يهوديان اعتماد به نفس خود را باز يافته تصميم به جنگ گرفتند و به رسول خدا (ص)، چنين پيغام دادند: «ما هرگز بيرون نمىرويم، هرچه مىخواهى بكن.» آنگاه به دژهايشان پناه بردند و با سنگ، كوچهها را سنگربندى و كانالهايى براى پناه گرفتن حفر كردند. آذوقه لازم را براى يك سال انبار كردند و مشكل آب هم نداشتند.
مسلمانان همراه رسول خدا (ص) روانه سرزمين بنى نضير گرديده آنان را مدت بيست شب محاصره كردند. در اثناى اين مدت با شيوه جنگ خيابانى و شهرى، خانهها و خيابانها را يكى پس از ديگرى به اشغال درآوردند.
رسول خدا (ص) كه متوجه شد يهوديان با استفاده از دژهايشان بر ادامه جنگ پافشارى مىكنند، فرمان قطع كردن و آتش زدن نخلستانهاى آنان را صادر كرد. «١» دليل صدور اين فرمان آن بود كه اموال يهود نابود شود و انگيزه آنان براى پافشارى برجنگ