شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٧٥
رسول خدا (ص) قصد آنها را دارد. و در نتيجه از همكارى با يكديگر محروم ماندند.
از نمونههاى غافلگيرى در زمان، غزوه بنى قريظه است. زيرا در زمانى كه يهوديان انتظارش را نداشتند آنان را مورد تهاجم قرارداد و روحيه آنان را خرد كرد، و تا پايان نبرد، اصل غافلگيرى را حفظ فرمود.
همين طور راه نفوذىاى كه پيامبر خدا (ص)، با آرامى و مهابت كامل تا رسيدن به خيبر پيمود و شبانه خود را به آنجا رساند؛ و نيز محاصره شهر در همان شب- بدون آنكه يهود درباره زمان رسيدن آن حضرت و محاصره شهرشان چيزى دانسته باشند- نمونه غافلگيرى در زمان به حساب مىآيد.
از ديگر نمونههاى غافلگيرى در روش، مبارزه رسول خدا (ص) در جنگ بدر با شيوه صف در برابر قريش بود كه با شيوه جنگ و گريز مبارزه مىكردند. بدون ترديد، شيوه صف از نظر نظامى بر شيوه جنگ و گريز برترى دارد.
حفر خندق در غزوه احزاب نيز غافلگيرى در روش بود، زيرا عربها با كاربرد خندق براى هدفهاى دفاعى آشنا نبودند.
آن حضرت در غزوه طايف از منجنيق و دبابه استفاده كرد كه اين نيز غافلگيرى در روش بود.
فرمانده برجسته به كسى گفته مىشود كه اصل غافلگيرى را در نبردهاى خود بهكار بندد؛ و رسول خدا (ص) با بهكارگيرى اين اصل بهترين و سرنوشتسازترين نتايج رزمى را به دست آورد.
تمركز نيرو «١»:
رسول خدا (ص) از آغاز نزول وحى در راه نشر دعوت با حكمت و موعظه حسنه جهاد مىكرد. مفهوم انتشار دعوت، افزايش قدرت و تكميل بسيج نيروهاى اسلامى براى به كارگيرى در زمان و مكان مناسب بود.
از ديدگاه نظامى، هجرت آن حضرت به مدينه نيز به مفهوم تمركز نيروها در يك ناحيه و زير نظر فرماندهى واحد بود.
جهاد اسلامى هنگامى آغاز گشت كه تمركز نيروهاى مسلمانان به پايان رسيده بود و