شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٣٧
مصالحه با اهل جَرْباء «١» و أَذْرُح «٢»:
ميان مسلمانان و ساكنان جرباء- روستايى در منطقه عمان در بلقاء و شام- و ميان مسلمانان و ساكنان أذْرُح- روستاى كوچكى نزديك جرباء- نيز به ازاى پرداخت جزيه صلح برقرار گشت.
مصالحه با مردم دُومَةُ الجَنْدَل:
رسول خدا (ص) خالد بن وليد را همراه ٤٢٠ سوار به دومة الجندل فرستاد. خالد، حكمران آنجا، اكَيدَر كِندى و برادرش حسان را كه در تعقيب يك گاو وحشى بودند، غافلگير ساخت. حسان به قتل رسيد و برادرش به اسارت درآمد. خالد او را تهديد كرد كه چنانچه دروازههاى دومة الجندل را به روى مسلمانان نگشايد كشته خواهد شد.
دروازههاى شهر به ازاى سر بهاى حكمران آن گشوده شد. مسلمانان وارد شهر گرديدند و دو هزار شتر، هشتصد گوسفند، چهارصد بار گندم و چهارصد زره را به غنيمت گرفتند. خالد به همراه اكيدر و كليه غنايم، رهسپار مدينه نزد رسول خدا (ص) شد. آن حضرت از ريختن خون اكَيْدر چشم پوشيد و به ازاى پرداخت جزيه با او مصالحه كرد و او را رها كرد تا به دُومة الجندل باز گردد.
بازگشت مسلمانان مسلمانان مدت بيست روز در منطقه تبوك، در انتظار سپاهيان روم درنگ كردند. طى اين مدت با بستن قراردادهايى با ساكنان مرزهاى شمالى سرزمين عرب، امنيت آنجا را تأمين كردند؛ اعراب را از قدرت و شوكت مسلمانان بيم دادند؛ و آزادى تبليغ دين را تأمين كردند. پس از آن رهسپار مدينه منوره شدند.
پس از رسيدن به مدينه، متخلفان به پوزش خواهى آمدند. اينان دو گروه بودند: گروه