شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٠٣
عُمَيْر به آن حضرت نزديك شد و در پى فرصتى براى كشتن وى بود. رسول خدا (ص) او را صدا زد و گفت: «با خودت چه فكر مىكردى؟»! گفت: «هيچ! ذكر خدا مىگفتم!» رسول خدا (ص) تبسمى فرمود و با مهربانى دست بر سينهاش نهاد. آن مرد بازگشت و مىگفت: «هنوز دست از روى سينهام بر نداشته بود كه هيچ يك از مخلوقات خداوند نزد من از او محبوبتر نبود!» هدف تلاشهاى صلحآميز رسول خدا (ص) اين بود كه به دلهاى مردم الفت بخشد و آنان را يكپارچه سازد تا اسلام را به بپذيرند. براى قريش كه روزى سرور بدون رقيب عرب؛ و از همه آنان با فرهنگتر، نيرومندتر و ثروتمندتر بود پذيرش چنين سرنوشتى در خانه خودش (بيت الله الحرام)، بسيار دشوار بود.
اگر چنين رفتار صلح آميزى، و دور از انتظارى نبود، پذيرش چنين سرنوشتى براى اعراب دشوار مىنمود؛ و به اين سادگى اسلام را نمىپذيرفتند و پرچم جهاد را بر نمىافراشتند. اما اين رفتار رسول خدا (ص) موجب شد كه سرسختترين دشمنان اسلام، به پرچمداران پرشور اين دين تبديل گردند.
اين نكته را هم بايد افزود كه صلح و مسالمت، از اعتقادهاى قلبى اسلام است. قرآن كريم مىفرمايد: «وَ انْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها» «١» (اگر به صلح گراييدند، تو [نيز] بدان گراى).
وفادارى:
تاريخ نظامى سرشار از اعمال ستمگرانه و انتقامجويانه پيروزمندان است.
و همانند وفادارى رسول خدا (ص) در تاريخ به ندرت ديده مىشود و بلكه مانندى برايش نمىتوان يافت.
انصار كه مى ديدند رسول خدا (ص) پس از يك جدايى دراز مدت، به شهر محبوب خود بازگشته و اقوام و خويشاوندانش پيرامون او را گرفتهاند، با يكديگر مىگفتند: «آيا فكر نمىكنيد كه رسول خدا (ص) پس از فتح سرزمين و شهرش در آنجا اقامت بگزيند؟» «اما رسول خدا (ص) بىدرنگ از آنها پرسيد: «چه گفتيد؟» پس از آنكه با اندكى درنگ آنچه را كه در دلشان گذشته بود بازگو كردند، فرمود: «پناه به خدا، زندگى من با شماست