شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٥٦
داديم- ميسر گردد.
واقعيت اين است، در روزگار ما كه اوج پيشرفت و ترقى تمدن است، بيشتر اطلاعات نظرى نظامى و قوانين جنگ و بىطرفى، بيش از مركبى روى كاغذ نيست. امّا اسلام در چهارده سده پيش از اين، همين اصول و قوانين را بهگونهاى كه در تاريخ مانند ندارد بهكار بسته است.
كسانى كه به اطلاعات نوين دست يافتهاند و قصد مقايسه آنها را با رفتار نظامى رسول خدا (ص) دارند، به هر مكتبى كه پايبند باشند، چنين نتيجه خواهند گرفت كه پيامبر خدا (ص) آن تئوريها را در عمل به كار بستهاست و در هيچ غزوهاى از آن اصول فروگذار نكردهاند.
مقصود ما در بحث پايانى اين است كه به گونهاى خلاصه و روشن، چگونگى به كار بستن نظريههاى نظامى را به وسيله رسول خدا (ص) در چهارده قرن پيش روشن گردانيم، با اين توجه كه نظاميان ميان قرن بيستم از به كار بستن آنها ناتوانند.
داشتن انديشههاى عالى و ايدهآل شايد چندان دشوار نباشد، اما، به كار بستن اين انديشههاست، به ويژه در اقدامهاى نظامى كه سرنوشت ملتها را تعيين مىكند. زيرا وضعيت جنگى جنبه غيرعادى دارد و انسان نمىتواند- همانند ديگر وقتها- بر رفتار خود مسلط باشد.
من بسيار آرزومندم كه غير مسلمانان، با هر ميزان دشمنى نسبت به اسلام، و مسلمانان، با هر ميزان دوستى نسبت به اين دين، اين مباحث را مطالعه كنند، تا در وهله نخست اطمينان يابند كه عملكرد نظامى رسول خدا با پيشرفتهترين و تازهترين تئوريهاى نظامى و مقررات جنگ و بىطرفى مطابقت دارد و در وهله دوم به خطاهاى فاحشى كه دوستان و دشمنان متعصب اسلام به يك اندازه بدان درافتادهاند پى برده شود.
دشمنان متعصب اسلام، عملكرد نظامى پيامبر (ص) را نكوهش كرده و گفتهاند كه اسلام دين شمشير است و در گسترش دعوت خود بر جنگ تكيه دارد و سراسر زندگانى پيامبر خدا (ص) توأم با دشمنى است. اما اين انتقاد چيزى جز يك خطاى فاحش نيست و تنها بر نادانى كامل و تعصب كور صاحبانش دلالت دارد.