شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٩١
فرمان رسول خدا (ص) به فرماندهانش اين بود كه جز در صورت ناچارى مبارزه نكنند و شهر را بدون خون ريزى و از راه مسالمت آميز به تصرف در آوردند.
پيروزى نهايى پيش از آغاز ورود سپاه اسلامى به مكه، گروهى از مسلمانان از زبان سعد بن عباده شنيدند كه مىگفت: «امروز روز انتقام است. امروز حرمتها شكسته مىشود. از اين رو رسول خدا (ص) براى جلوگيرى از جنگ افروزى سعد، پرچم را از او گرفت و به پسرش، يعنى قيس داد كه اعصابى آرامتر داشت و از پدرش خويشتن دارتر بود.
نيروهاى اسلامى بجز نيروهاى خالد بن وليد بدون برخورد با مقاومتى وارد مكه گرديدند. ولى برخى از تندروهاى قريش با بخشى از همپيمانهاى خود از بنى بكر در منطقه خَنْدَمه «١» تجمع كردند و با رسيدن نيروهاى خالد آنها را زير باران تير گرفتند، ولى چيزى نگذشت كه به وسيله او پراكنده شدند. تنها دو تن از نيروهاى خالد كه راه را گم كرده، و از وى جدا شده بودند، كشته شدند «٢»، اندكى بعد صفوان بن اميه، سهيل بن عمرو و عِكرمة بن ابوجهل، كه اوضاع را به زيان خود ديدند، مواضع خود را در خندمه ترك گفته همراه با نيروهايشان گريختند. سرانجام، شهر مقدس مكه تسليم مسلمانان گرديد و دروازههايش را به روى ايشان گشود.
در مكه مكرمه پس از تصرف راههاى ورودى مكه، نيروهاى تحت فرمان پيامبر، در منطقه كوه هند، اردو زدند، پس از استراحت و گردآمدن همه ستونهاى سپاه، در حالى كه ياران آن حضرت مانند نگين او را در بر گرفته بودند به مسجد الحرام وارد گرديد و پس از استلام حجر الاسود به طواف كعبه پرداخت. درون كعبه ٣٦٠ بت بود. رسول خدا آنها را با كمان مىزد و مىفرمود: «حق آمد و باطل نابود شد، همانا باطل نابود شونده است. حق آمد و