شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٠٩
سواره در پيشاپيش آنان حركت مىكرد. عمده قواى سپاه را ديگر قبايل تشكيل مىدادند و هركدام پرچمى مخصوص به خود داشتند. گردان خضراء متشكل از مهاجران و انصار در يكان عقبدار اصلى سپاه قرار داشت كه رسول خدا (ص) نيز در ميان آنها بود.
سپاه اسلامى- يعنى همان سپاهى كه مسلمانان دربارهاش گفتند: «امروز از كمى شمار شكست نخواهيم خورد» بامدادان به دره حنين رسيد.
مشركان:
هوازن و ثقيف نيروهايشان را در دره حنين تمركز دادند. اينان زنان و كودكان و اموالشان را نيز همراه داشتند. فرماندهشان، مالك بن عوف، بر اين باور بود كه وجود اموال و زنان و كودكان در سپاه موجب خواهد شد كه رزمندگان براى حفظ حرمت و ثروتشان تا پاى جان بايستند و فكر فرار را به خود راه ندهند.
دُرَيدِ بنِ صَمَّه كه دلاورى با تجربه بود، به مالك اعتراض كرد و گفت: «آيا شكست خورده را چيزى مانع خواهد گرديد؟ اگر اوضاع به سود تو باشد، جز از شمشير و نيزه مردان بهرهمند نخواهى بود و اگر به زيان تو باشد، به رسوايى اسير شدن زن و فرزند و از دست رفتن مال گرفتار خواهى گشت.» مالك پاسخ داد: «به خدا چنين كارى نخواهم كرد، تو پير شدهاى و عقلت فرتوت گشته است.» سوگند به خدا! اى جمعيت هوازن يا از من فرمانبردارى مىكنيد يا اينكه بر اين شمشير تكيه كرده و فشار مىدهم تا از پشتم بيرون بيايد.
هوازن ناگزير نظر مالك را پذيرفتند. او جوانى بود سى ساله با ارادهاى قوى و عزمى بلند و شجاع، بود. اما انديشهاى بيمار و دلى بىباك كه از مشورت خوشش نمىآمد.
نقشه مالك اين بود كه سپاه شرك بلنديها و كوههاى مشرف بر دره حنين را اشغال كند، تا هنگامى كه نيروهاى اسلامى از دره مىگذرند، آنان را غافلگير كرده از هر سو زير باران تير بگيرند. ترتيب صفوفشان را به هم بريزند و روحيه آنان را خرد كنند؛ و پس از آنكه ستونهاى سپاه اسلامى از هم پاشيده بر آنان هجوم آورند و با وارد ساختن زيانهاى سنگين و خرد كردن روحيههايشان، آنان را ناگزير به عقبنشينى سازند و شكست فضاحتبارى را بر مسلمانان تحميل كنند.
مشركان با چنين پندارى، پيش از رسيدن مسلمانان، بلنديها و تنگههاى دره را به