شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ١٨٩
روند حوادث ر. ك: پيوست (و)
سريه ابى سَلَمه:
الف- نيروهاى طرفين:
اول- مسلمانان: يك گشتى جنگى به استعداد ١٥٠ سوار و پياده از مهاجران و انصار به فرماندهى ابو سَلَمه مخزومى.
دوم- مشركان: قبيله بنى اسد به فرماندهى طُلَيْحِه و سَلَمه فرزندان خُوَيْلِد.
ب- هدف:
جلوگيرى از تهاجم بنى اسد به مسلمانان در مدينه منوره.
ج- حوادث:
دو ماه پس از جنگ احد به پيامبر (ص) گزارش شد كه طُلَيْحِه و سَلَمة فرزندان خويلد، قصد تاراج اموال مسلمانان را دارند و قبيله خود را براى تهاجم به مدينه تحريك مىكنند.
رسول خدا (ص) تصميم گرفت يك گشتى رزمى را به استعداد ١٥٠ نفر سواره و پياده از مسلمانان مهاجر و انصار كه ابوعبيده جراح و سعد وقاص نيز در ميان آنها بودند، به فرماندهى ابوسَلَمه مخزومى اعزام كند تا پيش از تهاجم بنى اسد به مدينه آنان را مورد حَمله قرار دهند. آن حضرت به رزمندگان اسلام فرمان داد شبها حركت كنند و روزها پنهان شوند، و از بيراهه بروند تا كسى از اخبار و مقاصدشان آگاه نگردد و بدين وسيله بطور ناگهانى بنى اسد را غافلگير سازند.
ابوسلمه رفت تا به سرزمين بنى اسد در قَطَنْ «١» رسيد، آنان از حركت وى هيچ اطلاعى نيافتند و بامدادان به محاصره درآمدند. مشركان كه ياراى پايدارى نداشتند، رو به هزيمت نهادند.
ابوسلمه دو دسته از نيروهاى خود را به تعقيب آنها فرستاد كه غنايمى به دست آوردند. وى پس از انجام مأموريت، با نيروهايش به مدينه منوره بازگشت.