شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٠٤
مرگ من نيز با شما خواهد بود.» اين در حالى بود كه حق داشت كه ميان اقوام و خويشاوندانش در مكه بماند، بويژه آنكه بيت الله نيز در اين شهر بود. اما روحيه وفادارى آن حضرت مانع شد كه دوستان دوران سختى را در دوران آسايش فراموش كند.
علىبنابىطالب (ع) كليد كعبه را در دست رسول خدا (ص) ديد و گفت: «اى رسول خدا (ص) پردهدارى و آب دادن حاجيان را براى ما قرار ده.» فرمود: «عثمان بن طلحه كجاست؟» همينكه آمد گفت: «اى پسر طلحه! اين كليد توست، امروز روز نيكى و وفاست.» اما ميزان وفاى به عهد آن حضرت نياز به گفتن ندارد؛ زيرا نمونههاى وفاى آن به اندازهاى زياد است كه دشمنان پيش از دوستان گفتهاند: «او بيش از همه مردم صله رحم مىكند و از همه بردبارتر و بخشندهتر و باوفاتر است.» تواضع و فروتنى:
خويشتن دارى در حالت پيروزى و شكست، دشوارترين خصلتى است كه بايد در يك فرمانده برجسته موجود باشد.
چه بسا كه خويشتن دارى در حالت شكست از حال پيروزى آسانتر باشد، پيروزيها است كه اخلاق فرماندهان را دستخوش تحول مى كند.
اما پيروزى مسلمانان در فتح مكه، موجب افزايش تواضع پيامبر (ص) نسبت به خداوند گرديد. تا آنجا كه مسلمانان در آن روز ديدند كه از فرط تواضع چنان خم شده كه نزديك است محاسن وى به زين اسب برسد؛ و اشك در چشمان او حلقه زده است.
چنانچه پيروزى بزرگ مسلمانان را با پيروزيهاى اندكى كه موجب غرور و تكبر ديگر فرماندهان مىشود مقايسه كنيم، ارزش فروتنى پيامبر (ص) چندين برابر مىشود.
فروتنى رسول خدا (ص) براى همه فرماندهان پيروز درس آموز است. براستى كه در لحظه پيروزى داشتن چنين رفتارى، بس دشوار است.
عقيده:
ديديم كه چگونه ام حبيبه، همسر رسول خدا (ص)، زير انداز آن حضرت را از زير پاى پدرش كشيد، در حالى كه وى خسته سفر بود و از مدتها پيش او را نديده بود.
دليلش اين بود كه او مشرك، حتى پدرش را، لايق آن فرش نمىدانست.
هنگامى كه ابوسفيان همراه عباس، عموى پيامبر (ص) قصد شرفيابى نزد آن حضرت را داشت، چشم عمر به آن دو افتاد. بلافاصله چادرش را ترك كرد و با شتاب