شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ١١٣
حُبابِ بن مُنْذِر «١» نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: اى رسول آيا با اين جايگاه آشنايى دارى؟ آيا خدا فرموده است كه در اينجا منزل كنيم؟ و ما حق پيش و پس رفتن نداريم؟ يا اينكه جنگ است و رايزنى و هر جا كه مناسب باشد مىتوان فرود آمد؟ رسول خدا (ص) فرمود: نه، فرمانى در كار نيست، بلكه جنگ است و رايزنى.
حباب گفت: اگر چنين است، اينجا جاى مناسبى نيست بفرماى تا سپاه پيش رود و در كنار نزديكترين چاه به دشمن اردو بزنيم. سپس ديگر چاهها را از بين ببريم و آنگاه بر سر چاهى فرود آمديم حوضى بسازيم و پر از آب كنيم و سپس در حالى كه ما به آب دسترسى داريم و دشمن ندارد، با او بجنگيم.
رسول خدا (ص) اين پيشنهاد را پذيرفت و به اجرا درآورد و هنوز شب به نيمه نرسيده بود كه سپاهيان اسلام در موضع جديد اردو زدند و چاههاى آب را در اختيار گرفتند. در اين حال رسول خدا (ص) اعلام فرمود كه او نيز انسانى همانند ديگران است، در پيشآمدها با آنان مشورت مىكند و بدون توجه به نظر آنها تصميمى نمىگيرد و به مشورت خردمندان و صاحبنظران نيازمند است. «٢» مسلمانان شبانه حوضى ساختند و پر از آب كردند، آنگاه چاههاى ديگر را پر كردند و باقيمانده شب را به استراحت پرداختند تا براى جنگى كه به زودى در پيش داشتند تجديد نيرو كنند.
مشركان ابوسفيان با خبر شده بود كه هنگام رفتن كاروان به شام، رسول خدا (ص) براى تعرض بدان بيرون آمده است. از اين رو بيم داشت كه در هنگام بازگشت مورد تهاجم