شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٢
امن الهى مباح ساختند، قبايل را عليه پيامبر (ص) و دعوت او برانگيختند و با مسلمانان و هر كس به آنان گرايش داشت قطع رابطه كردند. نه به آنها چيزى مىفروختند و نه از آنها چيزى مىخريدند، نه به آنان زن مىدادند و نه زن مىگرفتند.
اما رسول خدا (ص) چون كوه استقامت ورزيدند، نرمى و ترديدى از خود نشان ندادند، از هيچ كس جز خداوند نهراسيدند و تكذيب و شكنجه و آزار و گرسنگى و محروميت را تحمل كردند و بر تحقّق كامل اهداف خويش به سختى پاى فشردند.
آن حضرت ميان اجتماعات حاجيان مىرفت و در برابر ديدگان گردنكشان قريش و همپيمانهايشان، از آنان يارى مىطلبيد. «١» يكى از تلاشهاى قهرمانانه آن حضرت، در پرتو پيمان عقبه اول، قرين موفقيت گرديد و به دنبال آن بيعت عقبه دوّم بسته شد. اولين بيعت، نخستين پيروزى نظامى را براى حضرت در خارج از مكه به دنبال داشت و دومين بيعت، پيروزى ديگرى براى ايشان به ارمغان آورد و همه اينها باعث گسترش و انتشار اسلام در مدينه منوره گرديد.
در اين شهر براى حضرتش سربازانى پيدا شدند كه در دوران سختى تكيهگاهش بودند.
زندگانى مبارك آن حضرت در مكه مكرمه وقف جهاد در راه توحيد بود. پيامبر گرامى (ص) به مسلمانان مكه و اطراف فرمان داد تا براى پيوستن به برادرانشان در مدينه به آنجا هجرت كنند. به دنبال آن مسلمانان با ترك اموال و خويشاوندان خود راه مدينه را در پيش گرفتند. بنابراين هجرت رسولخدا (ص) به مدينه منوره، به معنى گردهمايى فرمانده و سربازانش در پايگاه امن خود بود.
در سراى هجرت، رسول خدا (ص) از تمركز نيروهايش بهرهبردارى كرد. مسجد يا به تعبيرى نخسيتن سربازخانه اسلام را بنا كرد؛ ميان مهاجران و انصار پيمان برادرى بست تا