شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٦٠
حمله كرد، عدهاى را كشت و عدهاى را به اسارت گرفت و سپس به مدينه بازگشت.
ج- سريه بشير بن سعد انصارى به فدك:
رسول خدا (ص) در ماه شعبان سال هفتم هجرى، بشير بن سعد انصارى را در رأس سى مرد بر سر بنى مُرّه در فدك فرستاد. وى در راه به چوپانان قبيله برخورد و درباره قبيله ياد شده از آنها پرسش كرد. آنان گفتند: «در وادى خودشان هستند.» پس گوسفندان و شتران را به غنيمت گرفتند و به طرف مدينه حركت كردند.
به دنبال آن جارچى بيرون آمد و بنى مرّه را خبردار كرد و آنان شب هنگام به مسلمانان رسيدند. رزمندگان اسلام آنان را تير باران كردند تا اينكه تيرهاى ياران بشير تمام شد و بنى مره بر سر مسلمانان تاختند و آنان را از پاى درآوردند. بشير خود بگونهاى زخمى شد كه پنداشتند مرده است، ولى او پس از بهبودى جراحاتش به مدينه بازگشت.
د- سريه غالب بن عبدالله ليثى به سوى مَيْفَعَه «١»:
در رمضان سال هفتم هجرى رسول خدا (ص) غالب بن عبدالله را همراه ١٣٠ رزمنده بر سر عوال و بنى عبد بن ثَعْلَبه در مَيْفَعه فرستاد. مسلمانان حمله كردند و شمارى از دشمن را كشتند. اما كسى اسير نشد. آنگاه شمارى گوسفند و شتر را به غنيمت گرفتند و به مدينه منوره آوردند.
ه- سريه بشير بن سعد انصارى به سوى يُمن «٢» و جُبار «٣»:
به رسولخدا (ص) گزارش داده شد كه عُيَيْنَة بن حِصْن به گروهى از غطفانيهاى ساكن جِناب «٤» وعده داده است كه در تهاجم به مدينه، همراه آنان شركت خواهد كرد. رسول خدا (ص) در شوال سال هفتم هجرى، بشير بن سعد را فراخواند، پرچمى به دست او داد و سيصد رزمنده را با وى همراه ساخت. آنان شب حركت مىكردند و روز پنهان مىگشتند تا آنكه به يُمن و جُبار- در سوى جِناب- رسيدند و در سَلاح «٥» فرود آمدند. آنگاه به دشمن نزديك شدند