شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٢١
حوادث:
عُيَيْنَةِ بن حِصْنِ فزارى به حومه مدينه حمله كرد. در آنجا زن و مرد مسلمانى را ديد كه شتر باردارى را مىچرانند. عُيَيْنة و يارانش آن مرد را كه پسر ابوذر غفارى بود كشتند. شتر را دزديدند و زن را همراه خود بردند.
در اين ميان سَلَمة بن عَمرو بن اكْوَه اسلمى آنان را ديد كه شتر را مىبرند و فرياد زد:
كمك! كمك! در اين هنگام براى نخستين بار ندا داده شد: «يا خيل الله اركبى» (اى سپاهيان خدا سوار شويد!) سَلَمه به تنهايى عُيَيْنة و يارانش را تعقيب كرد و سپس مسلمانان بدو پيوستند و در محل ذى قَرَد موفق شدند كه شتر و زن مسلمان را بازپس بگيرد.
سپس به مسلمانان خبر رسيد كه عُيَيْنة و يارانش به محلى دور از ذى قَرَد رسيدهاند. و در آنجا شترى كشتهاند. اما بعد معلوم شد كه پس از پوست كندن شتر، با مشاهده گرد و غبارى پنداشتهاند كه مسلمانها به آنان نزديك شدهاند و شتر را بجا گذاشتند و با سرعت گريختهاند. آنان از اينكه موفق به گريز از چنگ مسلمانان شده بودند، بسيار شادمان بودند. آرى، اين اعراب راست مىگفتند كه مىتوانند خودشان را نجات بدهند!! سريههاى استقرار امنيت و تشديد محاصره اقتصادى.
(ر. ك: پيوست «ز»):
هدف تأمين امنيت پايگاه امن اسلام يعنى مدينه منوره، تسلط بر قبايل اطراف و تنگ كردن حلقه محاصره اقتصادى قريش و همپيمانهايشان.
حوادث:
الف- سريه عُكاشَة بن مِحْصَن اسدى به غَمْر «١» در ربيع الاول سال ششم هجرى، رسول خدا (ص) عَكاشة را همراه چهل رزمنده به ناحيه غمر اعزام كرد. او از مدينه بيرون آمد و به سرعت حركت كرد. اما پس از آنكه اعراب از حركت وى با خبر شدند، ديار خود را ترك كردند و گريختند. مسلمانان بدون برخورد با هيچ مانعى دويست شتر را با خود به مدينه آوردند.