شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٩٣
راههاى گوناگون مىكوشيدند سربازان را به عادلانه بودن دعوايشان قانع كنند، تا اينكه آنان را به فداكارى در راه آن آماده سازند.
نهايت تلاش متحدين و متفقين در جنگ دوم جهانى اين بود كه ملتهاى خودشان و نيز ديگر ملتها را به متعالى بودن هدفهاى جنگى خود متقاعد كنند. هر دو طرف به دنبال يك هدف بودند؛ و آن وادار ساختن سربازان براى جنگيدن در راه هدفى مشخص و مؤمن ساختن مردم به هدفهاى آنان بود. زيرا تنها از اين طريق است كه سرباز حاضر مىشود فداكارى كند، هميشه پيشرو باشد و از دشمن روى برنتابد. همچنين ملتها حاضر مىشوند سرمايههاى مادى و معنوى خويش را در راه تحقق هدف فدا سازند.
هر ارتشى كه از روى عقيده و براى تحقق هدف معينى مىجنگد بناچار بايد در راه عقيده و هدفش به پيشواز مرگ برود، كه در آن صورت با وجود آنكه شكست چنين سپاهى محال نيست، اما بسيار دشوار خواهد بود؛ و اگر چه ممكن است در مواردى با ناكامى رو به رو گردد، اما نتيجه نهايى هميشه به نفع اوست.
اما سپاهى كه از ايمان و هدف تهى باشد، در رويارويى با مشكلات روحيهاش را به آسانى از دست مىدهد ... اگر روحيهاى داشته باشد! چه راست گفته است ناپلئون: نسبت كارآيى عامل و انگيزه معنوى به عامل مادى در جنگ، سه به يك است در نتيجه آمادگيهاى دقيق و ممتازى كه رسول خدا (ص) به اجرا درآورد، وضعيت نظامى هميشه به نفع مسلمانان بود. زمان نيز به نفع مسلمانها بود، زيرا هر چه مىگذشت بر شمار و نيروى مسلمانان و نيز بر ايمان و فداكارى آنها در راه هدف افزوده مىگشت.
با توجه به آمادگى رزمى نيروهاى اسلام براساس سازمانى محكم و استوار و با در نظر گرفتن فساد همه جانبه حاكم بر دشمنانشان، پيروزى گروه اندك اسلامى بر شمار بسيار دشمنان آنها، پيش از بروز درگيرى به سادگى قابل پيشبينى بود.
با توضيحى كه درباره وضعيت نظامى داده شد، شايد بتوان پاسخ به سؤال مورخان و متفكران نظامى را داد، كه مىپرسند: چگونه پيروزى اسلامى با اين سرعت حاصل شد و مسلمانان توانستند تنها سى سال پس از ظهور دعوتشان، دولتى تشكيل دهند كه از چين در شرق تا فرانسه در غرب و از سيبرى در شمال تا اقيانوس هند در جنوب امتداد يابد؟!