شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٩٠
كشفيات باستان شناسى، وجود دست كم چهار دولت متمدن يعنى معين، سبأ، حضرموت و قتبان را در جنوب تأييد مىكند. چنانكه در منطقه شمالى نيز دولتهاى متمدنى تشكيل گرديد، مانند دولت لحيانيها در منطقه حجر، كنار ساحل خليج عقبه، دولت نبطىها در بخشهاى جنوبى سوريه، مملكت تدمر در بادية الشام، دولت خاندان منذر در مرزهاى عراق، مملكت غسانيها در شام و مملكت كنده در نجد.
اين ممالك از فرهنگ پيشرفتهاى برخوردار بودند. اما تمدن عرب قبل از اسلام از ميان رفت، جنبههاى معنوى آنان به پستى گراييد و برخى خويهاى ناپسند مثل عصبيت و انتقامجويى بر آنان حكمفرما گشت.
سرآمدترين و نيرومندترين قبايل عربى، پيش از ظهور اسلام قريش بودند كه در شهر مكه سكونت داشتند. زمام امور به دست اشراف، رؤساى خاندانها، قدرتمندان و مالداران بود.
مكه به سبب قرار گرفتن بر سر راههاى بازرگانى و داشتن احترام دينى، از اهميت بسيارى برخوردار بود. همان طورى كه مردم به قريش نيز به عنوان اينكه همسايگان خانه خدا بودند احترام مىگزاردند و كسى نسبت به آنها جسارت نمىكرد. اين امر موجب شده بود كه تجارت آنان از دستبرد بسيارى از صحرانشينان مصون بماند.
از آنجا كه در مكه كشت و زرعى وجود نداشت، بيشتر مردم آن به بازرگانى اشتغال داشتند.
اعتقادات دينى مردم پايه درستى نداشت و بسيار ساده و سطحى بود. صحرانشينان معتقد بودند كه در جهان نيروهاى خارقالعادهاى وجود دارند كه با استفاده از نيروى جن و شيطان بر جهان آنها سلطه دارند. به اعتقاد آنان جنّيان با كاهنان و جادوگران رابطه داشتند. از اين رو كاهنان از زبانى مبهم و مسجّع استفاده مىكردند و از آينده خبر مىدادند؛ و به اين ترتيب اعراب به جادوگران و كاهنان روى آوردند.
گروه اندكى از اعراب به مسيحيت و يهوديت گرويدند و شمار كمى يكتاپرست بودند.
جزيرةالعرب در انحطاط و تجزيه سياسى و در دوران ركود فرهنگى بسر مىبرد.
زندگانى اجتماعيش بغرنج، اوضاع اقتصادىاش آشفته و از جنبه دينى منحط گشته بود.
در چنين اوضاع و احوالى اسلام ظهور كرد. رسول خدا (ص) نظام قبيلهاى، فردگرايى شيوه فرماندهى پيامبر(ص) ١٠١ سريه عبدالله بن جحش اسدى ص : ١٠١