شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٤٠٥
دشمن و نيز اخبار مربوط به زمين را برعهده دارد.
دورية الاستطلاع: گشتى شناسايى. دسته كوچكى كه اخبار را از طريق جنگ به دست مىآورد.
دورية القتال: گشتى رزمى. دستهاى رزمى كه اخبار را از طريق جنگ به دست مىآورد. از اين رو شمار و تجهيزات آن بيش از گشتى شناسايى است.
الدفاع المستكن: دفاع بىتحرك.
الرتل الخامس: ستون پنجم. كنايه از جاسوسان است.
الساقة من الجيش: مؤخره. عقبدار.
السوق: استراتژى. استفاده از ميدانهاى گوناگون نبرد در راستاى حصول به غرض كلى جنگ، يا عملياتى كه بر روند كلى جنگ تأثير مىگذارد.
الصلح: صلح. آشتى. توافقى است كه به منظور توقف جنگ براى مدتى معين، ميان طرفين حاصل مىشود.
الضبط: انضباط. اطاعت بىچون و چرا از اوامر فرماندهى و اجراى آن با طيب خاطر.
فرض عين: واجب عينى. در اصطلاح نظامى جديد به معناى بسيج عمومى است.
فرض كفاية: واجب كفايى. در اصطلاح نظامى جديد به معناى بسيج خاص است.
القاعده: پايگاه. منطقه استقرار سپاه پيش از آغاز عمليات جنگى را گويند و آن بر دو نوع است: عملياتى و تداركاتى. اين دو نوع اغلب يكى هستند و به ندرت از هم جدايند.
قسمالاكبر: عمده قوا.
الالتماس: درگيرى. رويارويى با دشمن.
المبادأه: به دست داشتن ابتكار عمل. تعبيرى است كه در مفهوم نظامى بر سبقت در عمل، به منظور مجبور ساختن دشمن به تغيير نقشه و حفظ اين سبقت تا پايان عمليات دلالت دارد.
المباغته: غافلگيرى. پديد آوردن موقعيتى كه دشمن آمادگىاش را ندارد. از مهمترين