شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٩٦
جنگ اعتقادى الف- در كار نبودن اغراض شخصى: در اسلام هيچ جنگى به خاطر اغراض شخصى بر پا نشده است. زيرا اسلام، به مصالح همگان و مقدم داشتن آن بر منافع شخصى دعوت مى كند.
جنگهاى اسلامى به خاطر آزمنديهاى شخصى يا سلطهجويى و بلند پروازى كسى آغاز نشده است. قريش، عُتْبَةِ بن ربيعه را كه مردى متين و آرام بود نزد رسول خدا (ص) فرستادند و او گفت: «اى پسر برادر! مىدانى كه منزلت و نسب تو از ماست، تو براى مردم خود مشكلى بزرگ آفريدهاى و جمع آنان را پراكنده ساختهاى. بيا چند پيشنهاد را بشنو، شايد برخى از آنها را بپذيرى. اگر قصد تو از اين كار مال است، ما آنقدر مال به تو مىدهيم كه از همه توانگرتر شوى، اگر سرورى مىخواهى، بيا و رئيس ما باش و ما هيچ تصميمى بدون اجازه تو نخواهيم گرفت؛ و اگر خواستار پادشاهى ما هستى تو را پادشاه خود مىگردانيم.» اما رسول خدا (ص) به هيچ يك از اين وعدهها اعتنا نكرد.
دشمنى قريش شدت يافت و از آنجا كه اين كار براى ابوطالب دشوار بود، خطاب به رسول خدا (ص) گفت: «بر خودت و بر من رحم كن و بارى كه طاقتش را ندارم بر دوش من مگذار.» رسول خدا (ص) گفت: «اى عمو! به خدا سوگند، اگر خورشيد را در دست چپ و ماه را در دست راست من بگذارند كه دست از اين كار بردارم، چنين نخواهم كرد تا اينكه خداوند اسلام را پيروز كند و يا در اين راه جان ببازم.» رسول خدا (ص) پيوسته اين سخن خداوند را بر زبان مىراند:
«قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَىَّ انَّما الهُكُمْ الهٌ واحِدٌ» «١» بگو: من يك انسانم، درست مانند شما، به من وحى شده است كه معبود شما يگانه است.
آن حضرت هيچ گاه نسبت به بينوايان، ضعيفان، تهيدستان و زير دستان، بزرگى نفروخت و سيره او در اين زمينه ضربالمثل است.
آنچه در اسلام موجب برپايى جنگ شده پشتيبانى از آزادى نشر اسلام، بدور از