شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٨٨
مىبرد و روحيه دشمن را خرد مىكرد. براى نمونه غزوه حديبيه، عمره قضا و غزوه تبوك در حقيقت جنگهاى روانى بودند و نه نظامى.
بدون شك عمره قضا موجب تسخير دلهاى مردم مكه گشت، زيرا روحيه آنان را خرد كرد و غزوه فتح مكه موجب گشوده شدن دروازههاى مكه گرديد. چنانكه پيامد غزوه تبوك، شكست روحيه روميان بود و اعرابى كه تا پيش از آن مبارزه با روم را محال مىپنداشتند، اينك به امكان چنين كارى اطمينان پيدا كردند.
رسول خدا (ص) در همه غزوههايش نهتنها دنبال شكستن روحيه نيروهاى دشمن بود، بلكه به اين كار، اهميتى بيش از نابودسازى قدرت مادى آنان مىداد. وى پيوسته اميد داشت كه دشمنان او به راه راست هدايت شوند، در نتيجه دوست داشت زنده بمانند تا هدايت گردند: «خداوندا قوم مرا هدايت كن، چه اينها نمىدانند.» بيشتر غزوههاى پيامبر (ص) جنبه روحى داشت و به جاى آنكه به جان و مال مردم زيان برساند، دل و جان آنها را تسخير مىكرد.
لازم است كه نقش اعتقاد به قضا و قدر در بالا بردن روحيه مسلمانان براى خطر كردنهاى شجاعانه را نبايد از ياد برد. آنها باور داشتند كه آنچه مقدر باشد به طور حتم واقع خواهد گشت و شهيد به بهشت مىرود و شهادت يا پيروزى تنها راهى است كه مجاهد در پيش دارد.
«قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا الَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أوْ بِأَيْدينا» «١» بگو آيا براى ما جز يكى از اين دو نيكى را انتظار مىبريد؟ در حالى كه ما انتظار مىكشيم كه خدا از جانب خود يا به دست ما عذابى به شما برساند.
انضباط كامل:
مسلمانان نهايت فرمانبردارى را نسبت به فرمانهاى رسول خدا (ص) دارا بودند و آنها را بدون هيچ شك و ترديدى مو به مو و با اشتياق و امانتدارى