شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٨٧
رفت و خود را به يكى از ستونها بست و به همان حال ماند تا آنكه خداوند توبهاش را پذيرفت.
اندكى پيش از غزوه فتح مكه ابوسفيان به مدينه آمد و به خانه دخترش ام حبيبه، همسر رسول خدا (ص) رفت. اما وى فرش را از زير پاى پدرش كشيد، زيرا خوش نداشت كه آن را زير پاى مشركى ناپاك ببيند، هر چند آن مشرك پدرش باشد.
مسلمانان همه اموال خود را در راه خدا انفاق كردند. براى مثال، ابوبكر پيش از اسلام ثروتى معادل چهل هزار دينار داشت، اما پس از اسلام تنها يك عبا برايش مانده بود.
آيا چيزى جز اعتقاد استوار و ايمانى بزرگ مىتواند كسى را به چنين كارهاى شگفتانگيزى وادارد؟ آيا مبارزه مؤمنانى چنين پايدار، با مبارزه كسانى كه انگيزهاى جز خودخواهى و عصبيتهاى جاهلى ندارند يكسان است؟
اهداف بلند اعتقادى مسلمانان آنان را وامىداشت تا در راه دفاع از آنها جانفشانى كنند.
روحيه عالى:
ارتشى كه روحيه نداشته باشد، هر چند شمار زياد، نظمى دقيق و سلاح و تجهيزاتى ممتاز داشته باشد بىارزش است.
ارتش ايتاليا در جنگ دوم جهانى به نوترين و مرگبارترين سلاحها مجهز بود.
سازماندهى آن دقيق و شمار نيروهايش نيز بسيار زياد بود. اما روحيه نداشت و در نتيجه سربار آلمانها شد. متّفقين از مواضع اشغال شده به وسيله ايتاليائيها «منطقه تهى از نيروى نظامى» تعبير مىكردند، زيرا به محض احساس خطر واقعى يا خيالى، بدون مبارزه، حاضر به تسليم مىشدند ... در نتيجه بود و نبودشان يكسان بود.
در جنگ بدر، رسول خدا (ص) پيش از جنگ و در اثناى آن، با تشويق يارانش روحيهشان را بالا برد تا به برترى نيروى قريش اعتنا نكنند. در نتيجه روحيه مسلمانان بسيار عالى بود.
همانطور كه در مسابقه پسران عفرا و براى كشتن ابوجهل ديديم، نوجوانها نيز از روحيهاى بسيار عالى برخوردار بودند.
آيا اگر روحيه عالى مسلمانان نبود، مىتوانستند كه در جنگ بدر بر مشركان پيروز شوند؛ يا در جنگ احد مشركان را تعقيب كنند و يا در غزوه خندق پايدارى بورزند؟
رسول خدا (ص) از راههاى گوناگون و در مناسبتهاى مختلف روحيه يارانش را بالا