شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٨
ب- در جنگ سرنوشتساز «يرموك» عكرمة بن ابى جهل، سهل بن عمرو و حارث بن هشام به شهادت رسيدند. در واپسين لحظههاى زندگى برايشان آب آوردند و هر سه از نوشيدنش خوددارى ورزيدند. هرگاه به يكى از آنها داده مى شد مىگفت: «فلانى را سيراب كن.» چون عكرمه آب خواست و ديد كه سهيل به او مىنگرد، گفت: آب را به سهيل بدهيد. سهيل ديد كه حارث به وى مىنگرد، گفت: آب را به حارث بدهيد؛ و سرانجام همه آنها با لب تشنه شهيد شدند.
ج- خالد بن وليد فرمانده كل مسلمانان در سرزمين شام بود. او كسى بود كه دروازههاى فلسطين، اردن، سوريه و لبنان را به روى مسلمانان گشود. همين فرمانده زمانى كه در اوج پيروزيهايش به وسيله عمر عزل شد، نه تنها برنياشفت، بلكه اين سخن مشهور را بر زبانش جارى ساخت: «من نه به خاطر عمر، بلكه براى اعتلاى كلمة الله مىجنگم». «١» د- خنساء شاعره مشهور در جنگ سرنوشت ساز قادسيه همراه چهار پسرش حضور يافت و آنان را به جنگ تشويق مىكرد. آنان در جنگ شركت كردند و يكى پس از ديگرى كشته شدند. هنگامى كه از شهادت آنان آگاه شد گفت: «سپاس خدايى را كه با قتل آنان مرا شرافت داد و اميدوارم خداوند در سراى رحمت خود مرا با آنان محشور سازد.» خنساء بر شهادت چهار فرزند خود در زير پرچم اسلام، بىتابى نكرد، در حالى كه بر مرگ برادرش صخر بن عَمرو سَلْمى زير لواى جاهليت بسيار بىتاب بود و به شدت بر او گريست و سيل اشكش جارى بود و هنوز هم اشعار او درباره صخر، ضربالمثلِ عواطف سوزناك و سوگواريهاى صادقانه است.