شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٦٩
تلاش مىكنند قرار مىگيرند، تا برسد به كسى كه همه تلاش او براى سعادت جامعه در گستردهترين مفهوم آن است. در اينجا به مرحلهاى مىرسيم كه چه بسا مانند بحث از حقيقت، عدالت خواهى و خدمت به جامعه مطلقگرايى محسوب مىشود.
آنچه گفتيم متن آموزشهاى روانشناسى جديد است كه نشان مىدهد قرار گرفتن همه تلاشهاى يك انسان در راستاى سعادت بشرى، امرى بسيار بعيد است.
رسول خدا (ص) نه تنها چنين كرد بلكه پا را از آن هم فراتر نهاد. به راستى اگر روانشناسان امكان وجود چنين انسان ايدهآلى را كه تلاش او در راستاى سعادت همه جامعه باشد انكار كنند حق دارند، زيرا نشنيدهاند كه آن حضرت فرموده است: «هيچيك از شما ايمان نياورده است، مگر آنكه هر چه را براى خودش دوست مىدارد براى برادرش نيز دوست بدارد»، بنابراين اگر آن حضرت از تمامى اين شخصيت بىمانند با تمام جلال و شكوه آن برخوردار باشد، چه جاى شگفتى است؟! ك- توانايى جسمى:
رسول خدا (ص) از توان جسمانى عالىاى برخوردار بود. در مباحث گذشته ديديم كه چگونه در حفر خندق براى شكستن صخرههاى بزرگ و محكم، اصحاب از ايشان كمك مىگرفتند و آن حضرت با بازوان توانمند خود به وسيله كلنگ آنها را خرد مىكرد.
آن حضرت در كار نگهبانى، شناسايى و راهپيماييهاى طولانى و دشوار در همه فصلهاى سال با يارانش شركت مىجست و از خود چنان بردبارى و چابكىاى نشان مىداد كه نيرومندترين يارانش از آن ناتوان بودند.
ل- گذشته افتخارآميز:
اعراب به نسب اهميت بسيار مىدادند؛ و رسول خدا (ص) به شريفترين قبيله اعراب يعنى قريش و سرور قريش يعنى بنىهاشم منسوب بود.
همچنين آن حضرت از سوى مادرش آمنه، دختر وهب بن عبدمناف بن زهره و از سوى پدرش عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف «١»، شريفترين حسب و برترين