شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٦٨
«يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ، أَذِلَّةً عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةً عَلَى الْكافِرينَ، يُجاهِدُونَ فى سَبيلِ اللَّهِوَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ» «١» آنان را دوست مىدارد و آنان [نيز] او را دوست مىدارند. با مؤمنان فروتن [و] بر كافران سرافرازند. در راه خدا جهاد مىكنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمىترسند.
ى- شخصيت آن حضرت:
در غزوه حديبيه، قريش عروة بن مسعود را به منظور گفت و گو نزد پيامبر (ص) فرستاد. وى پس از بازگشت گفت: اى گروه قريش! من با خسرو، قيصر و نجاشى در كشورهايشان ديدار كردهام. اما به خدا سوگند هيچ پادشاهى را چون محمد نيافتهام: هرگاه وضو مىسازد، آب وضويش را نمىگذارند بر زمين بريزد، مويى از او نمىافتد مگر آنكه آن را بر مىدارند؛ و اينان هرگز راضى به تسليم وى نخواهند گشت.» اين توصيف شگفتانگيز از شخصيت رسول خدا (ص) چيزى است كه بر زبان يك مشرك جارى گرديده است.
بهراستى اين شخصيت نيرومند و با نفوذ را از كجا يافته بود؟ با آنكه پيامبر خدا (ص) مردى فروتن، بردبار، مهربان و بسيار دلسوز بود، هيچ كس نمىتوانست صدايش را از صداى او بلندتر كند. كس را ياراى خيره شدن به چهره مبارك او نبود و هيچ كس توان سرپيچى يا دودلى در اجراى فرمان او را نداشت.
شخصيت بزرگ رسول خدا (ص) حاصل مردم دوستى، خيرخواهى، هدايتگرى و خلق عظيم آن حضرت بود.
دانش جديد روانشناسى مىگويد: «برترين شخصيتهاى جهان كسانى هستند كه براى جامعه بشرى مفيدترند، اينان بيش از ديگران به كمال نزديكند.» درجه تكامل هر شخص با گستره جامعهاى كه براى سعادت آن مىكوشد، متناسب است. آنكه تنها براى سعادت خودش مىكوشد، تكامل اندكى يافته است، زيرا براى رسيدن به هدف، به ناگزير مصالح فردى با مصالح جمع در تعارض است. پس از آن به ترتيب كسانى كه براى سعادت خانواده و فرزندان؛ نزديكان و دوستان و شهروندان