شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٦٦
رسول خدا (ص) قرار داده بود.
رسول خدا (ص) كه از وجود ياران دلاورى چون ابودجانه آگاه بود، وظايفى را كه نياز به شجاعت داشت به آنها مىسپرد؛ ترسوهايى مثل حسان بن ثابت را در جنگهاى احد و خندق همراه زنان گذاشت ولى از اشعار رسا و بلند او استفاده مىكرد. آن حضرت مىدانست كه ميان يارانش كسانى شايسته رايزنى هستند و گروهى قدرت فرماندهى دارند و كسانى هم جز يك سرباز ساده نمىتوانند باشند. پس به هر كدام وظيفهاى در خور توانش سپرد. به هيچ كس كارى بيرون از توان نمىداد؛ و اين نشان دهنده آن است كه با روحيات، ويژگيها و استعدادهاى يارانش آشنا بود.
شايد بالاترين امتياز رسول خدا (ص) نسبت به ديگر فرماندهان و پيامبران اين باشد كه وى بر گزينش عنصر مناسب هر كار توانا بود. او با روحيات انسانها آشنا بود و آنان را چنانكه بايسته است ارزيابى مىكرد و مىدانست كه چگونه آنها را به كار مناسب بگمارد.
موضوع مهم اين است كه فضايل يارانش را يادآور مىشد، از كاستيهاى بشرى- كه موجب رنجش مىگشت- چشم مىپوشيد، و به آنان نيز فرمان مىداد تا فضايل برادران دينىشان را يادآور شوند.
اين شيوه حضرت موجب سازندگى نيروها بود و از ضايع شدن آنان جلوگيرى مىكرد.
ح- اعتماد متقابل:
اعتماد متقابل رسول خدا (ص) و يارانش بسيار زياد بود. براى نمونه آنچه موجب پذيرش صلح حديبيه گشت، همين اعتماد مسلمانان به پيامبر (ص) بود.
از نشانههاى اعتماد رسول خدا (ص) نسبت به يارانش جنگ بدر است. زيرا در حالى آنان را به ميدان جنگ برد كه شمار دشمن سه برابر بود. ديگر جنگ احد است كه شمار نيروهاى دشمن پنج برابر نيروى اسلامى بود ... الخ.
امكان ندارد كه فرماندهى با نيرويى برتر از نيروى خود درگير شود، مگر آنكه نسبت به نيروهاى خودى اعتمادى كامل داشته باشد.
ط- دوستى دوجانبه:
دوستى دوجانبه پيامبر (ص) و ياران او نه تنها در غزوهها بلكه در همه شرايط جنگ و صلح نمايان بود.