شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٦٥
پيامبر خدا (ص) نقش بر آب مىگرديد.
رسول خدا (ص) درباره ريز و درشتِ مسائل جنگ مىانديشيد؛ براى هر كارى نيروى لازم را آماده مىساخت و با هوشيارى، احتياط و بيدارى كامل عمل مىكرد. از اين رو در هيچ جنگى به وسيله دشمن غافلگير نشد؛ و در بيشتر غزوهها غافلگيرشان ساخت.
ز- شناخت روحيات و استعدادها:
پيامبر (ص) با روحيه و استعداد نيروهايش آشنا بود. زيرا با آنها در يك جامعه به دنيا آمد و در يك محيط نشو و نما يافت و مانند يكى از خودشان زندگى مىكرد؛ و در آسايش و ناكامى با آنان شريك بود. با ويژگيهاى افراد آشنا بود و به هر كسى مسؤوليت در خور استعداد خودش را واگذار مىكرد. از اين رو بيشتر يارانش توانستند مأموريت و مسؤوليت خويش را به شايستگى انجام دهند.
پس از جنگ حنين دلجويى شدگان را كه هنوز شيرينى ايمان را احساس نكرده بودند و ماديات فكر آنان را پر كرده بود با بخشيدن مال به خود متمايل ساخت. صفوان بن اميه گويد: «رسول خدا (ص) پى در پى از غنايم حنين به من عطا مىكرد، در حالى كه هنوز مبغوضترين مردم پيش من بود، اما او آنقدر عطا كرد كه ديگر خداوند چيزى را نزد من دوست داشتنىتر از او نيافريده بود.! ...» اما انصار را از غنايم جنگ حنين محروم گردانيد، زيرا در پرتو ايمان كاملشان از ماديات بىنياز بودند. هنگامى كه به آنان گفت: «آيا خشنود نيستيد كه مردم با گوسفند و شتر به منزلهايشان بروند و شما همراه رسول خدا (ص) به منزلهايتان برويد»؛ آن قدر گريستند كه محاسنشان از اشك تر شد! و گفتند: «از اينكه خدا و رسول او بهره ما باشند خشنوديم.» در جنگ احد شمشيرى را به دست گرفت و گفت: «چه كسى اين شمشير را مىستاند و حق آن را به جا مىآورد؟» چند تن بلند شدند ولى به آنها نداد تا آنكه ابودجانه برخاست و گفت: «اى رسول خدا (ص)، حق آن چيست»؟
فرمود: «حقش اين است كه آنقدر با دشمن مبارزه كنى تا خم شود.» ابودجانه با آن شمشير جنگى نمايان كرد؛ و هنگامى كه صحنه مبارزه به زيان مسلمانان تغيير كرد، در حالى كه تيرها به وى اصابت مىكرد، خود را سپر جان