شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٤٤
آنچه براى من اهميت دارد، بازگو كردن اين مطلب است كه اسلام مشكل تخلف را با كيفر روحى كه تنها گناهكار را شامل مىشود، حل كرده است- بدون آنكه به بىگناهان هيچ كيفرى برسد-.
براى درك چگونگى كيفر متخلفان در اسلام، داستان تخلف كعب بن مالك را از زبان خود او بشنويم.
كعب گويد: «آمدم و بر پيامبر خدا (ص) سلام كردم و او تبسمى كرد كه حاكى از خشم بود و فرمود: «بيا جلو. من رفتم و در مقابل آن حضرت نشستم. گفت: چرا عقب ماندى.
مگر شتر سوارى خود را نخريده بودى؟ گفتم: «چرا به خدا سوگند، اى رسول خدا! اگر نزد شخص ديگرى از مردم دنيا نشسته بودم، تصور مىكردم كه با معذرت خواهى از خشم وى در امان خواهم ماند. اما اكنون، به خدا سوگند، يقين دارم كه اگر امروز با سخنى دروغ تو را خشنود سازم به زودى خدا تو را از راه وحى آگاه مىسازد و بر من خشم خواهى آورد. اما اگر راست بگويم و تو را به خشم آورم، اميدوارم در نتيجه آن راستى، خداوند از من بگذرد ... به خدا سوگند هيچ عذرى نداشتم و هيچگاه نيرومندتر و توانگرتر از روزى كه با تو همراهى نكردم نبودهام.» رسول خدا (ص) فرمود: برخيز تا خدا دربارهات چه حكم فرمايد»؛ و من برخاستم.
مردانى از بنى سلمه خشمگين شدند و به دنبال من مىآمدند و مرا نكوهش مىكردند و مىگفتند: «به خدا قسم: پيش از اين از تو گناهى نديدهايم، اما امروز تو را درمانده يافتيم.
چرا تو هم مانند ديگران نزد رسول خدا (ص) عذر نياوردى تا براى تو هم استغفار كند و گناهت آمرزيده شود؟» او مىگويد: «به خدا سوگند! آنقدر اصرار ورزيدند كه خواستم برگردم و خود را در آنچه گفته بودم تكذيب كنم.» آنگاه از آنها پرسيدم: «آيا شخص ديگرى هم مانند من گرفتار شده است؟» گفتند: آرى، مُرارَةِ بن رَبيع عَمْرى از بنى عمرو بن عوف و هلال بن أميه واقفى. بدين ترتيب دو مرد شايسته از اهل بدر را نام بردند كه شايسته پيروى بودند ... من با شنيدن نام آن دو سكوت اختيار كردم.
رسول خدا (ص) از ميان همه كسانى كه همراه او نرفته بودند، مسلمانان را تنها از