شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٤١
كه درباره فرماندهى اسامه مىشنوم!؟ اين سخن شما تازگى ندارد، شما درباره پدرش نيز همين انتقاد را مىكرديد. به خدا سوگند هم زيد شايسته فرماندهى بود و هم اسامه شايسته است. من او را بسيار دوست مىدارم. اى مردم! درباره او نيكى كنيد و ديگران را به نيكى درباره او سفارش كنيد كه او از نيكان شماست.» رسول خدا (ص) تأكيد كرد و فرمود: «سپاه اسامه را روانه كنيد.» روز دوشنبه به اسامه فرمود: «به اميد خدا سوى مقصد حركت كن.» اسامه پس از وداع با آن حضرت، به لشگرگاه رفت و فرمان حركت را صادر كرد. هنوز سپاه از جُرْف حركت نكرده بود كه خبر رحلت پيامبر (ص) را به وى گزارش دادند؛ و مسلمانان به مدينه بازگشتند. «١» هنگامى كه با ابوبكر بيعت شد، به سپاه اسامه فرمان داد تا مأموريت خود را دنبال كند. امّا پس از مرتد شدن گروهى از اعراب، مسلمانان به ابوبكر پيشنهاد كردند سپاه اسامه را براى دفاع از مدينه نگه دارد، ولى او نپذيرفت.
در اوّل ربيعالآخر سال يازدهم هجرى، اسامه حركت كرد تا به تبوك رسيد. اما كسى را در آنجا نديد و پس از آنكه هدف اعزام وى تأمين شد، تصميم به بازگشت گرفت.
آنگاه رهسپار شدند و نه شبه به وادى القرى رسيدند. سپس شخصى را به مدينه فرستاد تا خبر سلامتى آنان را بشارت دهد و شش روز بعد به مدينه رسيد. ابوبكر با مهاجران و انصار به استقبال رفتند و خوشحالى خود را از سلامت سپاه اسلام ابراز داشتند.
هِرَقْل كه در حِمْص بود از كار اسامه آگاه شد و يك پادگان را از بلقاء اعزام كرد. اينان تا هنگام رسيدن سپاه اسلام به شام، در روزگار ابوبكر، در آنجا ماندند.
درسهايى از جنگ تبوك و اعزام گروههاى تبليغى:
بسيج همگانى:
مبارزه دسته جمعى يا جنگ فراگير و مردمى به معناى بسيج نيروهاى مادى و معنوى يك امت- نه ارتش تنها- به منظور دستيابى به هدفهاى نظامى است.
لودندروف در كتاب الامة فى الحروب (نقش ملت در جنگها) ديدگاههاى خود را درباره جنگ فراگير بيان كرده است. خلاصه آراى اين فرمانده چنين است: جنگ نوين