شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣٣٢
كافى براى تشكيل سازمانى كه بتواند آزادى دعوت آنان را تأمين كند كسب كردند، هنگام آن فرا رسيد كه اسلام در بيرون شبه جزيره نيز گسترش يابد.
منافقان:
منافقان با وجود اندك بودن تعدادشان، همچنان با تظاهر به اسلام در مدينه، مردم را دلسرد مىكردند، روحيه شكست را گسترش مىدادند، فتنه انگيزى مىكردند و مشكل مىآفريدند. اما از قدرت و اهميتى كه در محاسبه مسلمانان بگنجد برخوردار نبودند.
با گذشت روزگار، ماهيت آنها براى مردم مدينه آشكار گشت و كارهايشان بر هيچكس پوشيده نبود. آنچه مانع پاكسازى اينان به وسيله رسول خدا (ص) بود، اميد به توبه و سر به راه شد نشان در آينده بود و گرنه توان چنين كارى براى آن حضرت فراهم بود.
مشركان:
مشركان- بويژه پس از اسلام آوردن قريش كه رهبر و پيشواى آنان بودند- ارزش نظامى خود را به طور كامل از دست دادند. اسلام در شبه جزيره عربستان گسترشى فراگير يافت و اسلام باقيمانده مشركان نيز اجتناب ناپذير گشت.
اينك هيأتهاى كفر براى اعلام اسلام خود سوى مدينه از يكديگر پيشى مىگرفتند و اعراب دسته دسته به اسلام مىگرويدند، «يَدْخُلُونَ فى دينِ اللَّهِ افْواجاً» و در مجموع خطر مشركان عليه مسلمانان، ارزش نظامى خود را از دست داد.
روم:
اوضاع امپراتورى روم بويژه در سرزمين شام آشفته بود. شكايت مردم از ستم حكمرانهاى روم و نيز فشارهاى مالياتى بر مردم، فراوان گشته بود، از اين رو بسيارى از قبايل عرب تابع روم به اسلام گرويدند.
فرمانده يكى از لشكرهاى نظامى روم به نام فَرْوة بن عَمْرو و جُذامى كه در غزوه موته با مسلمانان جنگيده بود اسلام آورد. به فرمان هِرَقْل وى را به اتهام خيانت دستگير كردند. هِرَقْل آماده بود كه در صورت بازگشت فروه به مسيحيت وى را آزاد كند. اما او بر اسلام خويش پاى فشرد و به قتل رسيد.
گسترش اسلام ميان اعراب مسيحى اركان امپراتورى روم را به لرزه درآورد و تصميم گرفتند پيش از بالا گرفتن كار دين جديد آن را نابود سازند. از اين رو نيروهايشان را در مرزهاى جنوبى شام براى تهاجم به مسلمانان آماده ساختند و براى كسب اطلاعات لازم