شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٣١٥
نزد رسول خدا (ص) آمدند و خواستار اسيران و اموال خويش گشتند. رسول خدا (ص) آنان را در انتخاب ميان زنان و كودكان و يا اموالشان خود آزاد گذاشت؛ و آنان فرزندان و زنان خود را برگزيدند. آنگاه به آنان فرمود: «سهم من و فرزندان عبدالمطلب از آن شما باشد. پس از آنكه نماز ظهر را با مردم گزاردم برخيزيد و بگوييد كه ما به وسيله مسلمانان نزد رسول خدا (ص) و به وسيله رسول خدا (ص) نزد مسلمانان درباره زنان و كودكانمان شفاعت مىجوييم.» من در اين هنگام (سهم خود و بنى عبدالمطلب را) به شما خواهم بخشيد و از مسلمانان نيز برايتان درخواست بخشش مىكنم.» شيوه فرماندهى پيامبر(ص) ٣٢٤ اعتقاد:
ص : ٣٢٣ هوازن به اين توصيه عمل كردند و رسول خدا (ص) پاسخ داد: «اما آنچه سهم من و فرزندان عبدالمطلب است به شما دادم.» مهاجران و انصار نيز گفتند: «آنچه سهم ماست به رسول خدا (ص) تعلق دارد.» اما اقْرَع بن حابِس از قبيله تميم و عُيَيْنَة بن حِصْن فزارى و همچنين عباس بن مِرْداس از پس دادن اسيران خوددارى ورزيدند. در اين هنگام رسول خدا (ص) فرمود: «هر كه از شما از حق خود نمىگذرد، به ازاى هر اسير، از نخستين غنيمتى كه به دست آيد، شش شتر به او داده خواهد شد.» به اين ترتيب مسلمانان همه اسيران هوازن را به آنها بازگردانيدند.
سريههاى دعوت:
سريه طفيل بن عَمرو دَوسِى سوى ذوالكِفْلَيْنْ «١» هنگامى كه رسول خدا (ص) رهسپار طايف شد، طفيل بن عَمرو دَوْسى را در شوال سال هشتم هجرى بر سر ذوالكفلين، بت عمرو بن حُمَمِه دَوسى فرستاد و فرمان داد تا از قبيلهاش كمك بگيرد و پس از انجام مأموريت، در طايف به آن حضرت بپيوندد. او با شتاب خود را به قبيلهاش رسانيد و ذوالكفلين را ويران ساخت. او صورت بت را با آتش مىسوزاند و مىگفت: «اى ذو كفلين، ما از عبادت كنندگان تو نيستيم، ما از تو اصيلتريم،