شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٨٦
از مدينه پيام فرستاد تا آماده باشند؛ و از خانوادهاش خواست كه وى را تجهيز كنند. ولى نه تنها نيات حقيقى، مسير حركت و دشمن مورد نظر خود را براى هيچ كس روشن نكرد، بلكه آن را از نزديكترين نزديكانش نيز پنهان داشت. آنگاه سريه ابى قتاده انصارى را به بطن اضَمْ فرستاد تا بدين وسيله نيات حقيقىاش را در پرده استتار كامل قراردهد.
ابوبكر بر دخترش عايشه، همسر پيامبر (ص) كه سرگرم آماده ساختن بار و بنه آن حضرت بود وارد شد و گفت: «دخترم! آيا رسول خدا (ص) به شما فرمان داده كه او را تجهيز كنيد؟» گفت: «آرى، تو نيز آماده شو.» گفت: «قصد كجا را دارد؟» گفت: «به خدا سوگند، نمىدانم.» چون هنگام حركت فرا رسيد، رسول خدا (ص) اعلام كرد كه به مكه مىرود؛ و جاسوسان را فرستاد تا از ارسال اخبار مربوط به حركت وى براى قريش جلوگيرى كنند.
اما حاطَبِ بن ابوبَلْتَعَه اخبار مربوط به نيات مسلمانان را در نامهاى نوشت و به وسيله زنى به مكه فرستاد. رسول خدا (ص) از اين نامه آگاه شد و على (ع) و زبير بن عوام را فرستاد تا آن زن را پيدا كنند و نامه را از او بگيرند. آنان نيز اين مأموريت را با موفقيت انجام دادند.
رسول خدا (ص) رو به حاطب كرد و گفت: «چه چيزى تو را به انجام اين كار واداشت؟» گفت: «اى رسول خدا (ص)! به خدا سوگند، كه من به خدا و پيامبرش ايمان دارم و اين اعتقادم تغيير و تبديلى نيافته است. اما من مردى هستم كه ميان قريش قوم و خويشى ندارم و زن و فرزندم نزد آنها هستند، من به خاطر آنها اين كار را انجام دادم.» عمر گفت: «اجازه بدهيد گردنش را بزنيم، اين مرد نفاق ورزيده است.» رسول خدا (ص) ف شيوه فرماندهى پيامبر(ص) ٢٩٦ سريه خالد بن وليد بر سر جذيمه از كنانه ص : ٢٩٤ رمود: «بدانيد كه او به شما راست مىگويد، چه مىدانى؟ شايد خداوند به حاضران در بدر خطاب كند و بگويد: هرچه مىخواهيد بكنيد!» سابقه جهاد حاطب، از وى شفاعت كرد و رسول خدا (ص) از او درگذشت و از مسلمانان خواست كه از او به نيكى ياد كنند. به دنبال آن مسلمانان براى حركت آماده شدند.