شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٨١
پيامد: فرستاده رسول خدا (ص) به بُصرى نرسيد، زيرا شُرَحْبيل بن عَمرو غسانى وى را در راه ديد و به قتل رساند.
٤- نامه به مَقُوقِس، بزرگ قِبْطِيان نام سفير پيامبر (ص): حاطب بن ابى بَلْتَغهْ نامه پيامبر (ص): مانند همان نامهاى كه براى قيصر فرستاد.
پاسخ مقوقس: به محمد بن عبدالله از مقوقس، بزرگ مصر، سلام عليك. اما بعد، نامهات را خواندم و آنچه را كه يادآور شده، بدان دعوت كرده بودى دانستم. مىدانى كه تنها يك پيامبر باقى مانده و گمان مىكردم كه او در شام ظهور خواهد كرد. من قدوم فرستادهات را گرامى داشتم و دو كنيزك بلند مرتبه قبطى و مقدارى جامه با او فرستادم و استرى را براى سوارى به شما اهدا كردم.
پيامد: رسول خدا (ص)، هديه را پذيرفت و يادآور شد كه مقوقس از بيم آنكه روميان حكومت مصر را از او بگيرند، اسلام نياورده است و گرنه اسلام مىآورد.
نامه به نجاشى، پادشاه حبشه نام فرستاده: عَمرو بن اميه ضَمْرى متن نامه: مانند همان نامهاى كه براى قيصر فرستاده بود.
پيامد: پاسخ نجاشى نيكو بود و برخى از روايات، حاكى از اسلام آوردن اوست.
نامه به خسرو پرويز، پادشاه ايران سفير: عبدالله بن حُذامه متن نامه: بسم الله الرحمن الرحيم. از رسول خدا به خسرو، بزرگ ايران. سلام بر آن كه پيرو هدايت باشد، به خدا و پيامبرش ايمان بياورد و گواهى دهد كه خدايى جز خداوند بىشريك نيست؛ و محمد بنده و پيامبر اوست. تو را به اسلام فرا مىخوانم. من فرستاده خدا سوى همه مردم هستم، آمدهام تا همه مردم را هشدار دهم و حجّت بر كافران تمام شود. اسلام بياور تا در امان باشى. اگر سرپيچى كنى، گناه مجوسيان بر گردن توست.
پيامد: خسرو پس از خواندن نامه پيامبر (ص) سخت برآشفت و آن را پاره كرد. به بازان، عامل يمن نامه نوشت و فرمان داد كه سر رسول خدا (ص) را براى وى بفرستد.